دست به دامن توست ای ابالفضل
قربان مردی که اب هم شرمند ه اش شد.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مصطفی دانشمندی
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391


حضرت عبّاس علیه السلام را ابوالفضل می خواندند، مادر بزرگوارش

حضرت امُّ البنین علیها سلام بود و پدرشان، امیر المومنین علی علیه

السلام.

آن حضرت چهره ی دلربا و زیبایی داشت که به او قمر بنی هاشم یعنی

«ماه درخشان بنی هاشم» می گفتند .

حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام چون تنهایی و بی یاوری برادرش را

دید ، رو به سوی امام علیه السلام کرد و گفت: برادرم! آیا به من اجازه ی

جهاد می فرمایید؟

امام حسین علیه السلام فرمودند:برادر جان! تو علمدار و پرچمدار من

هستی، اگر تو بروی لشکر من پراکنده می شود.

حضرت عبّاس علیه السلام عرض کرد: دلم تنگ شده و از زندگی خسته و

ملول شده ام، می خواهم انتقامم را از این منافقان بگیرم.

حضرت فرمودند: حال که عازم میدان هستی، پس قدری آب برای این

کودکان بیاور.

حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام بر اسب خود سوار شد، نیزه ای به

دست گرفت و مشک آبی برداشت و به سمت فرات به راه افتاد.

 

علّامه مجلسی رحمه الله  گوید: چهار هزار نفر مأمور فرات بودند، آنها دور

حضرتش را گرفته و او را تیرباران کردند.آن شیرخدا بر آنان  حمله نمود و

هشتاد نفر از آن ملعونین را به خاک انداخت، وارد شریعه ی فرات گردید.

تشنگی بر ایشان غلبه کرده بود، خواست جرعه ای از آب بیاشامد، ولی

تشنگی امام انس و جان و مولای مهربان، و اهل بیت آن حضرت را به

یادآورد و نخورد و آب را ریخت. مشک را پر کرد و آن را بر دوش راست خود

انداخت، و به سمت خیمه ها حرکت کرد.

آن شیر بیشه ی شجاعت، بر آن دشمنان، روباه صفت حمله کرد و

جنگید، در آن حال می گفت:موقعی که مرگ به سراغم می آید من از

مرگ هراسی ندارم؛ تا این که خود را داخل صفوف دلیران می کنم.جان

من؛ سپر بلای جان ابی عبدالله علیه السلام است که جان او جان پیامبر

صلّی الله علیه و آله وسلّم است.

حضرت با شجاعت تمام همه ی آن ملعونین را پراکنده و به حرکت خود

ادامه داد. دو حرامزاده در پشت درخت خرمایی کمین کرده بودند، غفلتاً

ضربه ای بر دست راست آن حضرت زدند و دست از بدن مبارکشان جدا

کردند.

حضرت شمشیر را به دست چپ گرفت، و حمله کرد و گفت:به خدا

سوگند! اگر دست راست مرا ببرید؛ من همواره از دین خودم و از امام و

پیشوای صدیق ؛ که فرزند پیامبر پاک و امین است؛ حمایت می کنم.

حضرت جنگید تا اینکه ضعف بر او عارض گردید، ملعونی ضربتی بر دست

چپ آن حضرت وارد نمود و از تن جدا کرد، حضرت گفت:ای نفس! از گروه

کفّار واهمه به دل خود راه مده؛ و به رحمت خدای ؛همراه با پیامبر،

مسرور باش. پروردگارا! آنان را در شعله های آتش جهنّم وارد کن.

در این هنگام؛ حضرت ابوالفضل العبّاس علیه السلام مشک را به دندانهای

مبارک خود گرفت و اسب را می دواند تا این که آب را به تشنگان اهل بیت

علیهم السلام برساند.

ناگاه تیری از جانب دشمن پرتاب و به مشک اصابت کرد و آب مشک

ریخت، پس از آن تیر دیگری آمد و به سینه ی مبارک آن بزرگوار اصابت کرد

و بعد ملعونی با عمودی آهنین، حضرت را مورد حمله قرار داد و شهیدش

کرد.

حضرت رو به طرف امام حسین علیه السلام نمود و گفت:ای برادر !دریاب

مرا.

چون امام حسین علیه السلام صدای برادر را شنید به سمت او آمد و بدن

شریف او را در آغوش گرفت و فرمود: اکنون کمرم شکست و چاره ی من

گسسته گشت.ای گروه اشرار! با ظلم و ستمگری از حق تجاوز کردید؛ و

با دین پیامبر خدا محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم مخالفت نمودید.آیا

بهترین پیامبران در مورد ما، به شما سفارش نکرده بود؟ آیا ما از نسل

پیامبر درستکار نیستیم؟

وای بر شما! پس بزودی در شراره ی شعله های آتش جهنّم خواهید

سوخت.

 

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


حضرت عباس(علیه السّلام) در خانه ای زاده شد كه جایگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر امیرمومنان، امام حسن و امام حسین(علیه السّلام) كسب فیض كرده است. لذا از علی بن ابیطالب(ع) در مورد حضرت عباس (علیه السّلام) نقل شده است كه فرموده اند: "ان ولدى العباس زق العلم زقا، یعنی همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقیماً غذا می دهد، اهل بیت(ع) نیز مستقیماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند."
و همچنین روایتی بدین مضمون از امامان معصوم (ع) نقل شده است که فرموده اند: "همانا عباس بن علی علم را چون غذا از پدرش وارد جان خویش نموده است."
علامه شیخ عبدالله ممقانی در كتاب نفیس تنقیح المقال، در مورد مقام علمی و معنوی ایشان گفته است: "آن جناب از فرزندان فقیه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصیتی عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود."

مقام عرفانی قمر بنی هاشم(ع)

اگر به زندگی و حالات حضرت ابوالفضل‌(ع) از این منظر نگریسته شود، مشخص می شود كه آن حضرت نماد راستین عرفان است. و مقامات سلوك را به بهترین شیوه طی نموده است. مخصوصا وقتی در حالات آن حضرت در روز عاشورا دقت می شود، برخی از مقامات عرفانی آن حضرت نمود پیدا می کند كه به برخی از آن مقامات اشاره ای داریم:

مقام اخلاص

یكی از منازل مهم عرفانی منزل اخلاص است. اخلاص دارای سه درجه است:
1 - انجام خالصانه عمل بدون چشمداشت پاداش.
2 - كافی ندانستن سعی و عمل خود.
3 - آنكه خود و كار و عمل خود را در مسیر اراده حق هیچ نداند و همه چیز را از خداوند بداند. 
حضرت ابوالفضل‌(ع) جان خویش را در راه خدا در طبق اخلاص می‌نهد و از هیچ رنج و زحمتی هراس به دل راه نمی‌دهد. این شهامت و ایثار وی حكایت از میزان اخلاص او دارد در آن رجز زیبای حضرت این نكته به روشنی نهفته است: "والله ان قطعتموا یمینی / انی احامی ابدا عن دینی." که هدف او در این بیت نهفته است چرا كه او حاضر نیست از هدف خویش دست بردارد و این نهایت اخلاص است.

مقام صبر

یكی دیگر از منازل مهم در عرفان عملی منزل صبر است. صبر در عرفان عملی عبارت است از آنكه سالك نفس خویش را با وجود جزع و گله‌مندی از شكایت به غیر باز دارد. یكی از درجات بلند عرفانی حضرت ابوالفضل‌(ع) درجه او در صبر است. او در صحنه كربلا برادران خود عبدالله و جعفر و عثمان را پیش از خود به میدان می‌فرستد و شهادت آنان را نظاره گر است اما هیچ اظهار شكوه نمی‌كند و با ایمانی راسخ تا پای جان از مولایش دفاع می‌كند. به همین خاطر است که در زیارت نامه آن عالیمقام آمده است که:"السلام علیك ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله، اشهد انك جاهدت و نصحت و صبرت حتی اتیك الیقین."

مقام شكر

شكر سه درجه دارد: نخست شكر بر اشیای محبوب و دلخواه، درجه دوم شكر بر امور ناگوار و درجه سوم آنكه بنده فقط منعم را شهود نماید. بی‌گمان اگر عباس بن علی را چنین شهودی دست نداده بود، چگونه می‌توانست كه مرگ در كام او از عسل هم شیرین‌تر باشد. ابوالفضل آن جرعه نوش شهادت بی‌گمان در آن لحظه‌هایی كه آب دستانش را بریده بودند، جز شهد این شهود در جان نداشت.

مقام صدق

صدق نیز مراتبی دارد: صدق در نیت، صدق در زندگی و صدق دیگر این است که بنده در شناخت و معرفت قصد صادق باشد.حضرت ابوالفضل العباس(ع) در قصد خویش صادق بود و حیات خود را جز برای خدا نمی‌خواست. از این رو در زیارتنامه آن حضرت صفت صدق نیز به وی نسبت داده شده است.

مقام فتوت

فتوت به این معناست که دشمنی با مردمان را ترك گویی، و به كسی كه به تو آزار رسانده محبت نمایی و مرتبه والای فتوت این است که در سلوك الی‌الله به دلیل عقل تمسك نجویی. که همه یاوران حضرت اباعبدالله(ع) مخصوصا حضرت اباالفضل اگر می‌خواستند به دلایل عقل توجه نمایند، طریقی دیگر پیش‌رو بود اما آنان عاشق محبوب بودند و جز معشوق هیچ نمی‌دیدند. 

عباس و ائمه اطهار(ع)

* امیرالمؤمنین علی(ع) در خطابی به همسر گرانقدرش ام‏البنین می فرماید: "نور دیده‏ات نزد خداوند منزلتى سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دو دست بریده، دو بال به او ارزانى مى‏دارد كه با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز درآید؛ آن سان كه پیشتر این لطف به جعفربن ابى‏طالب شده است." سپس خطاب به فرزند گرامی خود عباس فرمود: جلوتر بیا. عباس پیش روى پدر ایستاد و امام با دست خود، شمشیری را بر قامت بلند او حمایل نمود. سپس نگاهى طولانى به قامت او نمود و اشك در چشمانش حلقه زد و فرمود: "گویا مى‏بینم كه دشمن پسرم را احاطه كرده و او با این شمشیر به راست و چپ دشمن حمله مى‏كند تا این كه دو دستش قطع مى‏گردد."
* در زمان امام حسن مجتبی(ع) و پس از صلح و بازگشت امام به مدینه، عباس در كنار امام به دستگیرى از نیازمندان پرداخت و هدایاى كریمانه برادر خود را بین مردم تقسیم مى‏كرد. او در این دوران بود که لقب «باب الحوائج» یافت و وسیله دستگیرى و حمایت از محرومین جامعه گردید. او در تمام این دوران، در حمایت و اظهار ارادت به امام خویش كوتاهى نكرد. 
* امام حسین بن علی(ع) هنگام خروج از مدینه به طرف کربلا ندا داد: " كجاست‏ برادرم ... كجاست ماه بنى‏هاشم؟ پس عباس جواب داد: بله بله اى آقاى من! آنگاه امام حسین فرمود: اى برادر، اسبم را حاضر كن، پس عباس اسب حضرت را حاضر نمود." 
در عصر تاسوعا شمر با چهار هزار نفر وارد كربلا شد. یكى از نقشه‏هاى او براى كاستن از یاران امام حسین امان دادن به عباس و برادران او بود. وقتى جناب عباس شنید كه شمر امان نامه آورده اصلا به او اعتنا نكرد و جواب او را نداد، تا این كه امامش به او فرمان داد كه جواب شمر را بگوید، عباس فرمود: "چه مى‏گویى؟" عرض كرد: "شما و برادرانت در امانید." عباس غیرتمند سراسر وجودش آتش گرفت و فریاد او بلند شد: " دست‌هایت ‏بریده باد و لعنت بر آنچه كه از امان نامه آورده‏اى. اى دشمن خدا! آیا دستور مى‏دهى كه ما برادرمان و آقایمان حسین پسر فاطمه را رها كنیم و داخل اطاعت لعنت‏شدگان و فرزندان لعنت‏شدگان شویم؟ آیا به ما امان مى‏دهى در حالى كه فرزند رسول خدا در امان نیست." 
* امام سجاد(ع) می فرماید: " خداوند حضرت عباس(ع) را رحمت كند كه به حق ایثار كرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند."
* امام صادق(ع) همواره از عمویش عباس تجلیل به عمل مى‏آورد و با درود و ستایش از او یاد مى‏كند و مواضع قهرمانانه‏اش در روز عاشورا را بزرگ مى‏داشت. از جمله سخنانى كه امام درباره قمر بنى‏هاشم(ع) فرموده است این است که: "عمویم عباس بن على بصیرتى نافذ و ایمانى محكم داشت. همراه برادرش حسین جهاد كرد، به خوبى از بوته آزمایش بیرون آمد و شهید از دنیا رفت..." امام صادق(ع) از برترین صفات مجسم در عمویش یعنی تیزبینی، ایمان محکم و جهاد، پرده بر می دارد. 
در جای دیگر نیز امام صادق فرموده است: " شهادت مى‏دهم كه تو براى خدا و رسولش و برادرت خیرخواهى نمودى، پس تو چه نیكو برادر فداكار بودى."
* بقیة الله الاعظم، امام زمان(عج) در بخشى از سخنان پرمعنای خود در زیارت ناحیه مقدسه درباره عمویش عباس (ع) چنین مى‏گوید: "سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤمنین، همدرد بزرگ برادر كه جانش را فداى او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنكه فدایى برادر بود و از او حفاظت كرد و براى رساندن آب به او كوشید و دستانش قطع گشت..."



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
          

ازکوچیکیم تا به حال سرا پا احساسم من


تموم عالم بدونن هلاکه عباسم من


وقتی که چشمام روی هم بسته میشه


وقتی دلم از زمونه خسته میشه


چشمامو دریا میکنم عقده هامو وا میکنم


یا قدیما می کنم یادش بخیر یادش بخیر


با بچه های کوچمون با چادر مادرامون


گوشه یک پیادرو یا محرم کرده بودیم


تکیه علم کرده بودیم


همه پیرهن مشکی به تن


سینه و زنجیر می زدن


یک قلب کوچیک تو سینه


مست و خریدار حسین


نوشته بود روی پرچمها


عباس علم دار حسین


دلی که مست و خرابه در اضطرابه


می یونه شعله محبت در التهابه


کام دلش تشنه یک جام شرابه


قصه قلبش همینه تو خواب و رویا می بینه


یکی بود یکی نبود زیر این چرخ کبود


تو وفا و توی غیرت تو محبت


 تو شجاعت توی دربار شاه عالم


نور چشمای سبط خاتم تو رکاب امیر دلها


یوسف زهرا امیر دنیا


یکی بود یکی نبود زیر این چرخ کبود


مثل اون پهلونی که می شناسم


جون هر چی مرده مردی نبود


همه بود و نبودش تمومی تار و پودش


به گوشم می رسد از عمق وجودش


که حسین یار منه دین منه مذهب وآیین منه


وقتی که خورشید می دمید برق نگاهشو می دید


از خجالت رو صورتش پرده ابری می کشید


آخه عباسم ماه زینبه نور نگار زینبه 


یک نفره اما سپاه زینبه


 وقتی که شب تاریک می شد صورتش ماهش


چراغ راه زینبه قوت زانوی زینبه


عباس علمدار حسین

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
کربلای معلی، حرم مطهر حضرت عباس (ع) 

سلام بر تو ای نخل استوار جانبازی! 
ای فرزند ایثار و فداکاری! ای تو تندیس ادب! ای عباس! 
سلام بر تو که یادآور استقامتی. 
سلام بر رشادت دستان حیدری ات! 
سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت ات! 
سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات! 
سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی! 
سلام بر تو و بر دستان آب آورت! 
ای که سوخته دلان، از دستان سبز تو آب حیات تمنا دارند، ای ساقی! 
سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! 
ای که خود آب بقا به کام بشریت ریخته ای و خود، لب تشنه از فرات بازگشتی! 
... خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می‏کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد...

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

سید علی اصغر موسوی


چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس
نگران بر لب دریا،که نیامد عباس


اشک ها همسفر آه، در آن لحظه ی تلخ
خسته از دیدن صحرا که ، نیامد عباس


کودکان منتظر او که مگر برگردد
آه از این شوق تماشا، که نیامد عباس؟!


بانگی از دور که در حنجره زخمی دارد
می کند فاش سخن را: که نیامد عباس


کودکی از دل خیمه، به پدر می گوید:
تو ندیدیش؟ بگو،یا که نیامد عباس!
 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

محمود صالح زاده

حضرت ابالفضل (ع)

ما پیرهن دریدیم گفتیم یا ابالفضل
از ما و من رهیدیم گفتیم یا ابالفضل


در پهنه سماوات دیدیم آنچه دیدیم
تا بیکران رسیدیم گفتیم یا ابالفضل

با ناز و غمزه گل جوشید عشق بلبل
از عشق ها رمیدیم گفتیم یا ابالفضل


چشم امیدواران خونابه رود جاییست
در خاک و خون تپیدیم گفتیم یا ابالفضل


دنیای پر هیاهو صاحبدلان کجایند
دل از همه بریدیم گفتیم یا ابالفضل


ای لطف بیکرانت همدوش آسمانها
وصف تو تا شنیدیم گفتیم یا ابالفضل


در شهر عشق و عشاق تصویر عشق در چیست
مصداق عشق دیدیم گفتیم یا ابالفضل


با عشق او سبکبال در راه آسمانیم
تا آسمان رسیدیم گفتیم یا ابالفضل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
مركز برترین كدهای جاوا فارسی

كلمه مورد نظرتان را تایپ كنید:

گوگل یاهو ام اس ان
var searchaction=[ //form action for the 3 search engines "http://www.google.com/search", "http://search.yahoo.com/search", "http://search.msn.com/results.aspx




نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by Night-Skin
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل


دریافت کد مداحی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic