دست به دامن توست ای ابالفضل
قربان مردی که اب هم شرمند ه اش شد.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مصطفی دانشمندی
تصویر مرتبط

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 8 فروردین 1397
نتیجه تصویری برای نوروز 97

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 15 دی 1396
 علقمه موج شد، عكسِ قمرش ریخت به هم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم

تا كه از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشك
كیـسویِ دختـركِ منتـظرش، ریخت به هم

تیـر را با سـرِ زانـوش كشیـد از چشـمش
حیف از آن چشم، كه مژگانِ ترش ریخت به هم

خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش كرد
او كه افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم

قبـل از آنیـكه بـرادر بـرسـد بـالیـنش
پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم

به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین
عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم

كِتـف ها را كـه تكان داد، حسیـن افتـاد و
دست بگذاشت به رویِ كمـرش، ریخت به هم

خواست تـا خیمه رساند، بغـلش كـرد، ولی
مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم

نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد
خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم

تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید
نیزه از سینه كه ردّ شد، جگرش ریخت به هم

بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود
آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم

(حسن لطفی)

اشعار روز تاسوعا؛ حضرت ابوالفضل العباس(ع)

 در بین این شب ها شب تو فرق دارد
چون بین ما اصلا تب تو فرق دارد

از پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
معلوم شد که منصب تو فرق دارد

مثل علی مرد خدا مرد دعایی
در سجده یارب یارب تو فرق دارد

عباسیون را به بصیرت می شناسند
آقا اصول مکتب تو فرق دارد

تو پیر عشقی میر عشاق الحسینی
با کل عالم مذهب تو فرق دارد

با دست دادن عشق را اثبات کردی
طرز بیان مطلب تو فرق دارد

وقتی که زانو میزنی در پای محمل
یعنی رکاب زینب تو فرق دارد

در دست هایت آب بود اما نخوردی
از تشنگی زخم لب تو فرق دارد

وقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت
در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت

(سید پوریا هاشمی)

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
******************************



((عباس )) در حروف ابجد مطابق با عدد 133 است . به تجربه رسیده که اگر کسى براى برآورده شدن حاجت و رفع گرفتارى ، بعد از نماز روز جمعه ، 133 مرتبه رجاءً بگوید: یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ اِکْشِفْ لى کَرْبى بِحَقِ اَخْیکَ الْحُسَیْنِ (ع) حاجت او برآورده و گرفتارى برطرف مى شود.



داخل ضریح حضرت:




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 15 دی 1396

حضرت حجة الاسلام و المسلمین ((آقاى حاج سیّدمحمد تقى حشمت الواعظین طباطبائى قمى )) داستانى را از ((آیت الله العظمى مرعشى نجفى قدس سره )) اینچنین نقل فرمود:
یکى از علماى نجف اشرف ، که مدّتى در قم آمده بود، براى من چنین نقل کرد که : من مشکلى داشتم به مسجد جمکران رفتم درد دل خود را به محضر ((حضرت بقیة الله حجةّبن الحسن العسکرى امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف )) عرضه داشتم و از وى خواستم که نزد خدا شفاعت کند تا مشکلم حل شود.
براى همین منظور بکرّات به مسجد جمکران رفتم ولى نتیجه اى ندیدم . روزى هنگام نماز دلم شکست و عرضکردم : مولاجان ، آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگرى متوسل شوم ؟ شما امام من مى باشید، آیا زشت نیست با وجود امام حتّى به ((علمدار کربلا قمربنى هاشم (ع ))) متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم ؟!
از شدت تاثر بین خواب و بیدارى قرار گرفته بودم . ناگهان با چهره نورانى قطب عالم امکان ((حضرت حجّت بن الحسن العسکرى عجل الله تعالى فرجه الشریف )) مواجه شدم .
بدون تامل به حضرتش سلام کردم .
حضرت با محبت و بزرگوارى جوابم را دادند و فرمودند: ((نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمى شوم به علمدار کربلا متوّسل شوى ، بلکه شما را راهنمائى هم مى کنم که به حضرتش چه بگویى .
چون خواستى از ((حضرت ابوالفضل (ع ))) حاجت بخواهى ، این چنین بگو: ((یا اباالغوث ادرکنى )) اى آقا پناهم بده .))( لاله هاى رنگارنگ ، ص114 )



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
«عباس محمد علی کشوان آل شیخ» در گفت وگویی، با تسلیت محرم و ایام عاشورای امام حسین(ع) بعد از حمد و ثنای خداوند و صلوات بر اهل بیت طاهرین(ع) گفت: بنده از کوچک ترین خادمان حرم قمر بنی‎هاشم(ع) هستم که از طرف پدر 12 نسل در حرم ابوالفضل بوده ایم. 
  
وی افزود: تمام اجدادم تا 12 نسل قبل همه کلید دار و خادم حضرت ابوالفضل(ع) بوده اند و هرموقع یکی فوت می کرد، فرزند وی در این سمت مشغول به کار می شد. 
  
«کشوان» که نام خانوادگی وی برگرفته از شغل کفشداری حرم است، افزود: همواره کلید سرداب و حرم مطهر دست خاندان ما بوده و این رویه از 485 سال پیش که اجداد من از ایران به عراق مهاجرت کردند؛ ادامه داشته است. 
  
شیخ عباس کشوان که متولد 1936 مصادف با 1315 شمسی در کربلا و هم اکنون 74 ساله است، می گوید: بنده به مدت 35 سال کلید دار و کفش‎دار حرم قمر بنی هاشم بودم و خاطراتی در این مدت به چشمان خود دیده ام که حتی پدر و پدربزرگم برایم تعریف نکرده اند بلکه خود بعینه شاهد بودم و برای دوستداران اهل بیت(ع) بیان می کنم. 
  
وی وقتی شنید مردم کشور ما از بیان خاطرات و کرامات استقبال کرده اند، اظهار امیدواری کرد: آقا ابوالفضل(ع) نگهدار مردم ایران و سایر ارادت مندان به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باشد. 
  
شیخ عباس افزود: حدود 30 سال پیش در یک روز جمعه بنده در حرم نشسته بودم که شب فرا رسید و یک مرد جوان عرب بیابان گرد وارد حرم شد، در حالی که فرزندی علیل به‎روی دست داشت که آن فرزند پسر حدود 8 سال سن داشت و به دلیل معلولیت توان هیچ گونه حرکتی حتی تکلم نداشت و مانند تکه ای گوشت به‎روی دست پدر جابه جا می شد. 
  
خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) افزود: ساعت 12:30 دقیقه شب بود که پدر این کودک معلول به همان لهجه عربی و محلی خود با ابوفاضل صحبت می کرد و گلایه داشت که: «آقا اباالفضل! من از تو اولاد سالم خواسته ام، اما اولاد ناقص داده ای و چه فایده دارد، من 8 سال است که مبتلای این بچه شده ام حال این بچه را بگیر و برای خودت باشد». 
  
شیخ عباس می گوید: به چشم خود دیدم آن پدر جوان کودک 8 ساله معلول خود را به سمت ضریح چنان پرت کرد که صدای برخورد سر کودک با میله های ضریح به بیرون از ایوان رسید و کسانی که در بیرون از حرم نشسته بودند، کنجکاو شدند که این صدای چیست و پس از این واقعه خود پدر نیز به سرعت از حرم گریخت و رفت. 
  
شیخ عباس گفت: با دیدن این منظره بسیار ناراحت شدم و پیش خود گفتم: ای بی حیا! این چه‎کاری بود کردی! و پس از آن که پدر طفل را پیدا نکردم؛ بسیار گریستم، فرزند را در بغل گرفتم و با خود گفتم: این بچه بیمار چه گناهی دارد، و سر او را در بغل گرفتم. 
  
شیخ عباس افزود: این جریان ادامه داشت تا ساعت 1 بعد از نیمه شب رسید، در حالی که بچه را در بغل آرام می کردم کم‎کم متوجه شدم انگشتان پای بچه حرکت کرد. ابتدا فکر کردم توهم دارم و چشمانم را مالیدم که مبادا در حالت خواب بوده ام، اما دیدم کم‎کم پاهایش حرکت کرد سرش را روی زانو گذاشتم و در حالی که اشک می ریختم، دیدم یک چشم او باز شد و پس از آن چشم بعدی باز و بعد نگاه کرد و گفت: پدر و مادرم کجا هستند؟ 
  
شیخ عباس گفت: در این بین سایر خدام حرم را صدا زدم که بیایند و ببینند که آیا من اشتباه نمی کنم که آنها نیز تأیید کردند بچه می تواند حرکت و صحبت کند. 
  
شیخ عباس افزود: این پدر و فرزند از اعراب بادیه نشین بودند که به شغل زراعت و کشاورزی مشغول بودند و پس از شفای این طفل 8 ساله، چشمان او باز شد دنبال پدر و مادرش می گشت. به او گفتم: پسرم، آیا می توانی سر و دست و پاهایت را حرکت دهی؟ و او گفت: بله! به راحتی می توانم دست و پا و چشمانم را حرکت دهم، فهمیدم معجزه ای شده و قمر بنی‎هاشم(ع) او را شفا داده است. 
  
شیخ عباس افزود: سپس عبایی روی پسر انداختم و سه بار او را دور ضریح حضرت ابوالفضل(ع) طواف دادم و او را در اتاقی قرار داده و این واقعه را به استاندار، کلید دار و مرجع تقلید آن زمان خبر داده و در دفتر حرم ثبت کردیم و از طریق بلندگو اعلام کردیم مردم برای دیدن معجزه ابوالفضل(ع) بیایند و طفل شفایافته را به‎روی منبر گذاشته خود در کنارش نشستم. 
  
شیخ عباس گفت: از کودک پرسیدم: زمانی که پدرت تو را به سوی ضریح پرت کرد، آیا سرت درد نگرفت؟ گفت: اصلاً متوجه نشدم، اما ناگهان دیدم دو دست بریده از سمت ضریح بیرون آمده و من را در آغوش گرفت و سرم را در بغل گرفته و آن دو دست ابتدا به پاها سپس به دست و پس از آن چشمان و سرم کشیده شد و احساس کردم هیچ مشکلی از نظر معلولیت ندارم و می توانم دست و پا، زبان و چشم خود را حرکت دهم و هیچ مشکلی ندارم. 
  
شیخ عباس افزود: وقتی صبح شد، مردم برای دیدن این معجزه هجوم آوردند و حدود 20 بار پیراهن به تن این کودک شفایافته کردیم که هربار به وسیله مردم تکه تکه شد و به نیت تیمّن و تبرّک، مردم بخشی از لباس کودک را با خود بردند. 
  
شیخ عباس کشوان افزود: پس از این ماجرا پدرش آمد و گفت: یا ابوفاضل! چرا معطل کردید و چرا زودتر شفا ندادید؟! 
  
وی گفت: پس از آن به توصیه خادمان حرم، این فرزند شفایافته به‎روی مرکبی قرار داده شد و از صبح تا غروب در کربلا چرخانده شد و مردم از این واقعه مطلع شدند. 
  
وی در پایان اظهار امیدواری کرد: دست های قمر بنی هاشم(ع) به‎روی سر ما و همه ارادتمندان اهل بیت قرار بگیرد و خداوند مسلمانان و شیعیان را از شر دشمن در امان بدارد و جزای خیر در دنیا و آخرت عطا کند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


عکس یا ابوالفضل,عکس نوشته یا عباس,عکس نوشته علمدار کربلا و قمر بنی هاشم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عباس(ع)، کلمه‌ای است که ردیف همه‌ غزل‌های حسین(ع) است و نامش، همه جا تالی نام حسین(ع). اگر به تاریخ ولادت حسین(ع) و عباس(ع) نگاهی بیفکنیم، می‌بینیم که از حسین(ع) تا عباس(ع)، یک قدم فاصله بیش نیست.

عباس از طرف مادر از قبیله شجاعان و رزم‌آوران بود، از طرف پدر هم روح علی را در کالبد خویش داشت. هم شجاعت ذاتی داشت، هم شهامتِ موروثی که معلول شرایط زندگی و محیط تربیت بود و بخشی هم زاییده ایمان و عقیده به هدف بود که او را شجاع می‏‌ساخت حضرت عباس(ع) آمد تا با تمام ادب و شجاعتی که داشت برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد.

 در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس (ع) پا به عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه،" دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر کلبی "و کنیه‌اش (ام البنین) بود. چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود، که امیرالمومنین علی(ع) از برادرش عقیل، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود، درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اوقاتی كه در سامراء مشغول تحصیل علوم دینی بودم اهالی سامراء به بیماری وباء و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده ای می مردند روزی در منزل استادم مرحوم سیّد محمّد فشاركی اعلی اللّه مقامه و جمعی از اهل علم بودند، ناگاه مرحوم آقا میرزا محمّد تقی شیرازی تشریف آوردند و صحبت از بیماری وباء شد كه همه در معرض خطر مرگ هستند.

مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمی بدهم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس تصدیق نمودند كه بلی . سپس فرمود: من حكم می كنم كه شیعیان ساكن سامراء از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشوراء شوند و ثواب آنرا هدیه روح شریف نرجس خانم والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (ع ) نمایند تا این بلاء از آنها دور شود اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشوراء شدند.

از فردا تلف شدن شیعه موقوف شد و همه روزه عده ای از سنی ها می مردند به طوریكه بر همه آشكار گردیده برخی از سنی ها از آشناهای خود از شیعه ها پرسیدند: سبب اینكه دیگر از شما تلف نمیشوند چیست ؟ 
به آنها گفته بودند: 
زیارت عاشوراء، آنها هم مشغول شدند و بلاء از آنها هم بر طرف گردید. 
جناب آقای فرید سلمه اللّه تعالی فرمودند: وقتی گرفتاری سختی برایم پیش آمد فرمایش آن مرحوم بیادم آمد از اول محرم سرگرم زیارت عاشوراء شدم روز هشتم بطور خارق العاده برفرج شد. (1)

پاورقی
1- ترجمه كامل الزیارات ص 461.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای داستان حضرت عباس 

شبای پریشونی، با چشمای بارونی

مثل چشمه ای اما،بازم تشنه می مونی

برا او که مرد مرداست،حرمش شبیهه دریاست

علمش همیشه بالاست،یا مولا یامولا یاعباس

تو خونه ی کرمتم ،ابالفضل،اباالفضل،اباالفضل

دیوونه ی حرمتم،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

بهونه ی کرم تو حسین ،حسین ،حسین

نشونی حرم تو حسین ،حسین ،حسین

همه کس و کار منی،علمدار،علمدار،علمدار

ماه شب تار منی،علمدار،علمدار،علمدار

وفامون اباالفضل ،صفامون اباالفضل

به اذن خود ارباب،آقامون اباالفضل

پسررشید مولاست،پسرعزیز زهراست

قمر تموم دنیاست،یامولایامولایاعباس

ستاره شبای من،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

همه ی نفسای من،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

تویی که حال دلمو می دونی،میدونی ،میدونی

تویی که پای عاشقا می مومونی،می مونی،می مونی

می دونی که جای دیگه نمیرم ،نمیرم ،نمیرم

آرزومه برای تو بمیرم ،بمیرم بمیرم

تو خونه ی کرمتم اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

دیوونه ی حرمتم اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

بهونه ی کرم تو حسین ،حسین ،حسین

نشونی حرم تو حسین ،حسین ،حسین

همه کس و کار منی ،علمدارعلمدار،علمدار

ماه شب تار منی علمدار،علمدار،علمدار

دلی که گرفتاره،نداره دیگه چاره

کلید دل ارباب ،تو دست علمداره

لقبش امیروسقاست،آقای دلای شیداست

یه نگاش دوای درداست ،(یا مولا یا مولا یا عباس)

سینه زن خواهرتم،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

گدای برادرتم،اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

همه آب و گل منی ،علمدار،علمدار،علمدار

همه چیه دل منی ،علمدار،علمدار،علمدار

دلی که شده دیوونه،واویلا،واویلا،واویلا

نوحه براتو می خونه ،واویلا،واویلا،واویلا

تو خونه ی کرمتم اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

دیوونه ی حرمتم اباالفضل،اباالفضل،اباالفضل

بهونه ی کرم تو حسین ،حسین ،حسین

نشونی حرم تو حسین ،حسین ،حسین

همه کس و کار منی ،علمدارعلمدار،علمدار

ماه شب تار منی علمدار،علمدار،علمدار

علی العباس واویلا،حسین تنهاست واویلا

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ید مهدی شجاعی در كتاب «سقای آب و ادب» كه شرحی است خواندنی از تولد تا شهادت قمر بنی هاشم، حضرت عباس(ع)، فصلی شیوا و مستند و حزن​انگیز درباره آخرین تلاش​های علمدار كربلا برای آب​آوردن از فرات دارد؛ گزیده ای از آن را در ادامه می​خوانید:

«این عباس علی است. خسته، گرسنه، تشنه، داغدیده و مصیبت زده. داغ هایی كه هر كدام به تنهایی برای از پا درآوردن مردی كافی است؛ داغ سه برادر، داغ یك فرزند، داغ چندین برادرزاده و خواهرزاده و داغ چند ده عزیز و همدل و همراه. نه خستگی، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه این همه داغ، هیچكدام تاب از كف عباس نربوده و توان عباس را نفرسوده، اما دیدن تشنگی حسین(ع) و بچه های حسین، طاقتش را سوزانده و او را راهی شریعه كرده است.

و اكنون این اوست و آبی كه تا زانوان او و شكم اسب، بالا آمده. اكنون این اوست و آب و مشك خالی و بچه های حسین(ع). اكنون این اوست و لب هایی كه از تشنگی ترك خورده. اكنون این اوست و تنی كه از تشنگی ناتوان شده.

نتیجه تصویری برای داستان حضرت عباس




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یا عباس بن علی (ع)

نمک  شور تو دریای طلب می طلبد

وصف لعل دهنت باغ رطب  می طلبد

از غباری که نشسته به لب پر ترکم

می شود گفت قدمهای تو لب می طلبد

روز من را شب گیسوی شما کرده سیاه

اصلا" ای ماه سرودن ز تو شب  می طلبد

به خضوعی که خدا در نظرت ریخته است

درک آغوش نگاه تو ادب می طلبد

سخت کرده تب شوق لب تو کار مرا

جگری نیست که بر دوش کشد بار مرا

رضا دین پرور




نتیجه تصویری برای ابوالفضل

نتیجه تصویری برای ابوالفضل
نتیجه تصویری برای ابوالفضل


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای دهه کرامت

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 


یا مقلب القلوب و الابصار                   یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال               حول حالنا الی احسن الحال


حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان مسئلت مینمایم

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 28 اسفند 1395

عاشق شده است دانه به دانه هزار بار
دل خون و سینه چاک و برافروخته انار

فریاد بی صداست ترک های پیکرش
از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار

پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان
بسته حنا به پینهء دستان شاخسار

در سرزمین گرم،انار آتشین شود
یاقوت را می آورد آتشفشان به بار

با دست خود به حوصله پنهان نموده است
یک دانه از بهشت در او آفریدگار

آن میوه ای که ساخته تسبیحی از خودش
شُکر است بر زبانش، فی الیل و النهار 

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود
چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار

آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است
در وصفش استعاره نیاید به هیچ کار

نامی که داده است به زن قیمتی دگر
نامی که داده است به مردان هم اعتبار

آن نام را می آورم ،اما نه بی وضو
دل را به آب میزنم ،اما نه بی گدار

جبر آن زمان که پشت در خانه اش نشست
برخاست آن قیامت عظمی به اختیار

رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل
گویی محمد است به معراج رهسپار

شد عرصه گاه تنگ ،ولی ماند پشت در
چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار

برگشت زخم خورده ،ولی فاتح نبرد
چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار

در خون خضاب شد تن یاران بعد از او
آنها که نام "فاطمه" را میزنند جار

من از کدام یک بنویسم که بوده اند
حجاج ها به ورطه ء تاریخ بی شمار

آنها که با غرور نوشتند ساختیم
دریاچه های احمری از خونِ این تبار

از کربلا به واقعه فَخ رسیده ایم
از عمق ناگوار ترین ها به ناگوار

محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت
از استخوان فاطمیان چوبه های دار

بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم
محکوم می کند حسنک را به سنگسار

در لمعه الدمشقیه جاریست همچنان
خون شهید اول و ثانی چون آبشار

اما هنوز هم به تأسی ز فاطمه
نام علیست روی لبِ شیعه آشکار

بیت از هلالی جُغتایی نشسته است
از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار

"جان خواهم از خدا نه یکی،بلکه صد هزار
تا صد هزار بار بمیرم برای یار"

فرق است ،فرق فاحشی از حرف تا عمل
راه است ،راه بی حدی از شعر تا شعار

اینک مدافعان حرم شعله پرورند
تا در بیاورند از آن دودمان دمار

با تیغ آبدیده ای از نوع اعتقاد
با اعتقاد محکمی از جنس ذوالفقار

زهراست مادر من و من بی قرار او
آن نام را می آورم آری به افتخار

آن بانویی که وقت تشرف به رستخیز
پیغمبران پیاده می آیند و او سوار

فریاد می زنند که سر خم کنید ،هان
تا از صراط بگذرد آیات سجده دار

هرجا نگاه میکنم آنجا مزار اوست
پنهان و آشکار چنان ذات کردگار‌

اینها که گفته ایم یکی بود از هزار
اما هنوز شیعه مصمم،امیدوار...

سید حمیدرضا برقعی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای ‪udn yndv‬‏

درباره روزی که پیامبر عمامه خود را بر سر امام علی(ع) گذاشت
اهمیت تعیین ساعت اجتماع از این بابت است که روشن شود آیا پیامبر اختصاصا برای ابلاغ امامت علی علیه السّلام دستور به اجتماع داده است یا این‌که اجتماع‌ برای نماز بوده و بعد از نماز،ایشان فرصت را مغتنم شمرده و از آن بهترین بهره را برده است...

عقیق: چرا ماه ذی الحجه را «شهر الولایه» می گویند؟ / روزی که پیامبر عمامه خود را بر سر امام علی(ع) گذاشت/ اهمیت تعیین ساعت برگزاری عید غدیر چیست؟/ نخستین خطبه غدیریه را چه کسی خواند؟/ چرا برخی از صحابه هم مراسم غدیر را نادیده گرفتند؟/ وقتی فیلسوف فرانسوی هم گلایه می کند!

در فرهنگ مسلمانان، بعضی روزها به دلیل برکت و خیری که در آنهاست، عید نامیده شده است. یکی ازاین روزها، روز عید غدیر خم، یعنی هیجدهم ذیحجه است که رسول اکرم(ص)، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به مردم معرفی کرد. البته جانشینی علی علیه السلام سال ها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید. غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ماجرای ولایت است، حتی بعضی از بزرگان دین اسلام این ماه را «شهرالولایه‌» نامیدند، چرا که در ‌ماه‌  ذی‌حجه‌الحرام‌ هم‌ علاوه بر واقعه غدیر،‌روز مباهله هم  اتفاق افتاد‌ كه در  ‌آن‌ هم‌  به وضوح به  ‌مسأله‌ ولایت‌  اشاره شده است.


عکس ها؛ مکان غدیر خم در این سالها

عمامه پیامبر بر سر امام علی(ع)

واقعه غدیر خم، یکی از مسلّم‏ترین مسائل تاریخ اسلام است که صدها مورخ و مفسر شیعه و سنی  آن را نقل کرده اند و افرادی چون ابوریحان بیرونی، خواجه نصیرالدین طوسی و فارابی نیز بر همین اساس، به تحلیل فلسفه «امامت» پرداخته اند. ابن سینا نیز به موضوع نص (حدیث صریح غدیر)، در کتاب شفا پرداخته و آن را بهترین راه برای تعیین جانشین دانسته است. نقل است پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله در غدیر خم عمامه خود را، که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویختند و فرمودند «عمامه تاج عرب است».

غدیر به چه معناست؟

غدیر در لغت به معنای آبگیر است؛ گودالی در بیابان که آب باران در آن گرد آید. در میان راه دو شهر بزرگ مکه و مدینه، محلی است به نام «جُحفه» که در زمان رسول گرامی اسلام، کاروانیان حج از آنجا عبور می کردند،اما علت نام گذاری این غدیر به خم، آن است که آبگیر آنجا به شکل خُمِ رنگرزان بوده و برخی قبایل صحرایی، گاه جامه‏ های رنگ کرده خود را در این آبگیر می‏ شسته‏ اند.

ماجرای غدیر چه روز و چه ساعتی اتفاق افتاد؟

در مورد تاریخ غدیر تقریبا اختلافی بین منابع نیست. بر اساس بسیاری از منابع اهل سنت و شیعه،‌ وقوف پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در عرفه، روز جمعه بوده است، بنابراین، روز غدیر آن سال که نه روز پس‌ از عرفه و هجدهم ذی حجه است، یکشنبه بوده است. اما این گردهمایی در چه ساعتی از روز روی داده است؟ طبرسی در این‌باره می‌نویسد:جبریل زمانی که پنج ساعت از روز گذشته بود بر پیامبر نازل شد. فتال نیشابوری نیز گزارشی را می‌آورد و می‌نویسد:پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل پیام ابلاغ رسالت را برای پیامبر آورد.

چرا تعیین ساعت برگزاری مراسم غدیر مهم است؟

اهمیت تعیین ساعت اجتماع از این بابت است که روشن شود آیا پیامبر اختصاصا برای ابلاغ امامت علی علیه السّلام دستور به اجتماع داده است یا این‌که اجتماع‌ برای نماز بوده و بعد از نماز،ایشان فرصت را مغتنم شمرده و از آن بهترین بهره را برده است.گرچه می‌توان گفت که این دو قابل جمع‌اند،زیرا زمان اجتماع،هم‌ زمان با ظهر بوده، از این‌ رو ابتدا نماز خوانده شده و بعد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله سخنرانی کرده است.

چند نفر در غدیر جمع شدند؟

طبق نقل قول های مختلف تعداد جمعیت حاضر در غدیر از 1300 نفر تا 120 هزار نفر گزارش شده است. اما نکته بسیار مهم این است که بیشترین تعداد جمعیت حاضر در غدیر، طبق‌ روایاتی که در منابع پنج قرن اولیه آمده، هفده‌ هزار نفر گزارش شده است. رقم‌های‌ بالاتر مربوط به بعد از قرن پنجم است.

نخستین خطبه غدیریّه را چه کسی خواند؟

حدود سی سال پس از اجتماع عظیم و بی نظیر مسلمانان در غدیر خم، اولین اجتماع گسترده مردم در سالگرد آن روز تاریخی و سرنوشت ساز در ایام حكومت امیرالمؤمنین (ع) و حضور آن حضرت در كوفه اتفاق افتاد، روزجمعه ای مصادف با سالگرد غدیر خم شد و علی (ع) فرصت را مناسب دید تا در اجتماع مردم در نماز جمعه، خطبه ای در معرفی غدیر و تبیین ابعاد گوناگون آن ایراد نماید و مسلمانانی را كه عصر پیامبر خد (ص) را درك‌ نكرده بودند و غالباً از جریان غدیر بی اطلاع بودند، و اگر هم سخنی شنیده بودند باز به عمق حادثه غدیر پی نبرده بودند، با غدیر خم آشنا كند. نخستین مجلسی كه در سی امین سالگرد غدیرخم تشكیل شد، همراه باسخنرانی شخص اول جریان غدیر بود، امیرالمؤمنین (ع) در آن مجلس ازغدیرخم به عنوان عید بزرگ مسلمانان یاد  و بدین ترتیب سنّت حسنه عیدگرفتن روز غدیر را پی ریزی کرد، و در حقیقت آغاز جشن های غدیر كه در طول تاریخ شیعه از اعیاد مهم به شمار آمد باهمان خطبه غدیریه امیرالمؤمنین (ع) بود.

چرا  مراسم غدیر نادیده گرفته شد؟

در اصل وقوع  مراسم غدیر  بین علمای شیعه و سنی هیچ تردیدی نیست،اما  چه عواملی سبب شد تا پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مردم، بخصوص انصار، بدون توجه به واقعه غدیر خم، در سقیفه جمع و برای پیامبر صلی الله علیه و آله جانشین تعیین کردند؟ طبق نظر کارشناسان مسایل تاریخی و مذهبی دلایل مختلفی وجود دارد که به مهم ترین آنها می توان اینگونه اشاره کرد: 1_وجود تعداد بسیاری تازه مسلمان:اگرچه تعداد مسلمانان در اواخر دوران رسالت به اوج خود رسیده بود، ولی بیش تر این تعداد را تازه مسلمانان تشکیل می دادند. البته کم نبودند کسانی که از ایمانی مستحکم و استوار برخوردار بودند، ولی بیشتر  تازه مسلمانان، از ایمان عمیق و ریشه داری بهره مند نبودند،چون عده ای به خاطر منافعی که مسلمان شدن برایشان داشت، اسلام را پذیرفتند و عده ای دیگر، چون در اقلیّت قرار گرفته بودند، به ناچار اسلام اختیار کردند و بعضی دیگر نیز که تا آخرین حدّ ممکن، در برابر اسلام ایستادگی کرده بودند و دیگر توان مقابله با اسلام را نداشتند، شیوه دیگری را برگزیدند که از آن جمله، می توان از ابوسفیان و اطرافیانشان که جزو طُلقا در فتح مکه بودند، نام برد.2_ وجود منافقان در میان مسلمانان:یکی از بزرگ ترین مشکلات پیامبر صلی الله علیه و آله در طی سال های رسالتش، وجود منافقان در میان مسلمانان بود. این گروه که در ظاهر مسلمان بوده، ولی در باطن هیچ اعتقادی به اسلام نداشتند، در فرصت های مناسب، ضربه خویش را به اسلام وارد می ساختند و سبب گمراهی دیگران نیز می شدند.قرآن کریم، در سوره های متعددی، همچون بقره، آل عمران، نساء، مائده، انفال، عنکبوت، توبه، احزاب، فتح، حدید، حشر و منافقون به این مسئله پرداخته است و با شدیدترین عبارات از آنان سخن گفته است. در مجموع 37 مرتبه فقط از ریشه کلمه نفاق در قرآن استفاده شده است.3_کینه توزی بعضی نسبت به علی علیه السلام:یکی از خصلت های بارز عرب کینه توزی است. با توجه به سابقه علی علیه السلام در نگ های متعدد، و افرادی که در آن جنگ ها به دست علی علیه السلام کشته شده بودند، و در این زمان، اقوام همان افراد، جزو جمعیت عظیم مسلمانان بودند، بدیهی است که این افراد کینه ای دیرینه از علی علیه السلام در دل خود داشته باشند و هرگز راضی به جانشینی او نباشند.4_وجود تفکرات جاهلی مبنی بر جوان بودن علی علیه السلام:عده ای به خاطر طرز تفکر جاهلی، هرگز حاضر به اطاعت از یک جوان کم سن و سال نبودند و حتی صِرف امارت یک جوان را برای خود ننگ می دانستند. 5_مطیع صددرصدی پیامبر نبودند: در میان مسلمانان افرادی بودند که اطاعت آنان از پیامبر صلی الله علیه و آله مشروط بود؛ یعنی تا زمانی که اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله ضرری برایشان نداشت، حرفی نداشتند، ولی اگر پیامبر صلی الله علیه و آله دستوری می داد که باب میل آنان نمی بود و یا آنان با عقل قاصر خود، قادر به درک آن نمی بودند، اقدام به مخالفت آشکار یا پنهان می کردند.

 وقتی فیلسوف فرانسوی گلایه می کند؟

اگر پس از درگذشت پیامبر اکرم به سفارش‏های روز غدیر و موارد مکرر دیگری که پیامبر، علی علیه السلام را پیشوا معرفی فرموده بود عمل کرده بودند، اسلام جهان گیر و عدالت فراگیر می شد. شاید برای همین است که همه هوشمندان تاریخ بشر که به گونه‏ ای از این واقعه آگاهی یافته‏ اند، از انحرافی که پس از رحلت پیامبر پیش آمد، اظهار تأسف کرده‏ اند؛ از این جمله است ولتر، فیلسوف مشهور فرانسوی. وی تأسف خویش را چنین اظهار کرده است: «آخرین اراده محمد انجام نشد؛ او علی را به جای خود منصوب کرده بود…».

مراسم عید غدیر با حضور اهل سنت و مسیحیان!

امام صدر سلیقه خاصی داشت كه چگونه در مسائل حساس وارد شود و مشكلات را حل كند. مثلا مسأله شهادت سوم (اشهد ان علیا ولی الله) و حی‌ علی‌ خیر العمل در اذان از اختلافات شیعه و سنی است و هیچ‌ كس نتوانسته بود، این مسأله را حل كند. ایشان پس از تاسیس مجلس اعلا، می‌خواستند شهادت ثالثه و حی‌ علی‌ خیر العمل را در فضای عمومی وارد اذان كنند. نامه‌ای به مفتی حسن خالد می‌نویسند: «طایفه ما از بنده انتظاراتی دارند. لذا بهتر است به اذان زمان پیامبر(ص) بازگردیم و حی‌ علی‌ خیر العمل را در اذان بازگردانیم. حال می‌گویم كه شهادت ثالثه نباشد؛ اگر چه می‌دانید اگر این شهادت را حذف كنم، در میان طایفه خودم برایم خیلی گران تمام می‌شود. لكن این مسأله را می‌پذیرم، به شرط اینكه شما حی‌ علی‌ خیر‌ العمل را در اذان بگنجانید.» برخی به ایشان گفتند كه چرا این كار را كردید؟! ایشان گفتند: «من می‌دانم كه او اختیاراتی ندارد و فردا می‌گوید این مسأله در حوزه اختیارات من نیست و باید الازهر این مسأله را تایید كند. آن وقت ما می‌‌گویم كه پس یك وقت شما اذان خودتان را پخش كنید و یك موقع ما اذان خودمان (همراه با اشهد ثالثه و حی‌علی‌خیر‌العمل) را پخش می‌كنیم» در نهایت هم همان‌طور شد و رادیو لبنان تقسیم شد. ... از سوی دیگر، نظراتش را طوری بیان می‌كرد كه میان اهل سنت و مسیحیان حساسیت نداشته باشد. به گونه‌ای رفتار كردند كه مراسم عیدغدیر برگزار می‌كردند و از سنی‌ها و مسیحی‌ها دعوت می‌كردند.

روزی که شیطان ناله می کند!

 روایات مختلفی درباره  عید غدیر نقل شده که هرکدام از آنها به نوعی اهمیت این روز بزرگ را نشان می دهد.حضرت امام رضا علیه السلام به نقل از جدّش امام صادق علیه السلام درباره این روز می فرماید: «روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است» یا امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم علیه السلام فرمودند: «شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».

مومنان در روز عید غدیر چه وظیفه ای دارند؟

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره وظایف مؤمنان در روز عید غدیر فرمود: «[در این روز] با گسترش دادن در هزینه و لوازم خانواده‏ تان به سوی آنان بروید و به برادرانتان نیکی کنید. خدای را برای آنچه به شما بخشیده است، سپاس گویید. با هم باشید؛ که خداوند، جدایی و پراکندگی شما را سامان می‏ بخشد. به یکدیگر نیکی کنید؛ که خداوند، الفت شما را پایدار می‏سازد. نعمت‏های خدا را به همدیگر هدیه دهید؛ که خداوند چندین برابر عیدهای پیشین و عیدهای آینده به شما پاداش می‏دهد؛ پاداشی که ویژه چنین روزی است. نیکی‏ کردن در این روز، ثروت را ثمر بخش می‏ سازد و بر عمر می‏ افزاید. هم‏دردی کردن و مهرورزی با یکدیگر در این روز، رحمت خداوندی را جلب می‏کند. آن اندازه که توان دارید از فضل خداوند برای برادران و خانواده‏ تان با بذل آنچه موجود است، آماده و فراهم سازید. لبخند و شادمانی را میان خویش و در برخوردهایتان آشکار سازید و ستایش و سپاس خداوند را بر آنچه به شما بخشیده است، نمایان کنید».

غدیر در شعر فارسی از کسایی مروزی تا شهریار تبریزی

نه تنها شعرای بزرگ عرب ـ از حسان بن ثابت و کمیت اسدی و دعبل خزاعی گرفته تا سید حیدر حلّی و بولس السلامه و ازری کبیر، که شاعران حقجو و حقیقت گو هم از هر نژاد و زبان به اصالت این برکه با برکت و به زلالی این چشمه جوشان شهادت داده اند. در این میان شاعران پارسی گوی نیز به حقانیّت غدیر خم گواهی داده و گاه با سرودن چکامه های فاخر و بلند، و غدیریّه های غرّا و رسا، گوی سبقت از همگنان ربوده اند؛ چرا که ایرانیان مسلمان را از همان نخست به علی و آل پاکش گرایشی دیگر و برتر، ارادتی فزونتر و بهتر بود و شاعران بزرگ و بیدار هم که همیشه زبان گویای ملّت و مردم بوده اند مردمان مسلمان را به همین گرایش سفارش می کردند چنان که «معروفی بلخی» از سرآمد شعرای ایران رودکی سمرقندی چنین حکایت کرده است:از رودکی شنیدم استاد شاعران/ کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی. در واقع با جرأت می توان گفت که در چهارده قرن گذشته شاعران پارسی گوی بیش از صد غدیریّه و غدیرواره از خود به یادگار گذاشته اند.

تهیه و تنظیم: محمود رضا درخشانی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 5 فروردین 1395
امام صادق (علیه السلام)

هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود

مَنْ لَمْ یَأْتِ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع حَتَّى‏ یَمُوتَ‏ كَانَ‏ مُنْتَقَصَ‏ الْإِیمَانِ‏ مُنْتَقَصَ الدِّینِ إِنْ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ كَانَ دُونَ الْمُؤْمِنِینَ فِیهَا


امام صادق (علیه السلام)

هیچ پیامبری در آسمان و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند.

لَیْسَ‏ نَبِیٌ‏ فِی‏ السَّمَوَاتِ‏ وَ الْأَرْضِ إِلَّا یَسْأَلُونَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ یُؤْذَنَ لَهُمْ فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ ع فَفَوْجٌ یَنْزِلُ وَ فَوْجٌ یَعْرُج‏
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏10، ص 244


امام حسین (علیه السلام)

این زمین(کربلا) بین باغ‏هاى بهشت مى‏درخشد همان طورى كه ستاره درخشنده بین ستارگان نورفشانى مى‏نماید، نور این زمین چشم‏هاى اهل بهشت را تار مى‏كند و با صدائى بلند مى‏گوید:من زمین مقدّس و طیّب و پاكیزه و مباركى هستم كه سید الشهداء و سرور جوانان اهل بهشت را در خود دارم.

إِنَّهَا لَتَزْهَرُ بَیْنَ رِیَاضِ الْجَنَّةِ كَمَا یَزْهَرُ الْكَوْكَبُ الدُّرِّیُّ بَیْنَ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ یَغْشَى نُورُهَا أَبْصَارَ أَهْلِ الْجَنَّةِ جَمِیعاً وَ هِیَ تُنَادِی أَنَا أَرْضُ اللَّهِ الْمُقَدَّسَةُ الطَّیِّبَةُ الْمُبَارَكَةُ الَّتِی تَضَمَّنَتْ سَیِّدَ الشُّهَدَاءِ وَ سَیِّدَ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة
کامل الزیارات، ص 268


امام باقر (علیه السلام)

حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند

خَرَجَ عَلِیٌّ یَسِیرُ بِالنَّاسِ ... مَصَارِعُ‏ عُشَّاقٍ‏ شُهَدَاءَ لَا یَسْبِقُهُمْ‏ مَنْ كَانَ قَبْلَهُمْ وَ لَا یَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُم‏
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏41، ص: 295


پیامبر اکرم-صلی الله علیه و اله

برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤ منان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.

إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏10، ص 318








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

در باره زندگی پرماجرای این دختر وحی، و در فضایل و مناقب آن سالار بانوان هر دو جهان، کتابهای بیشماری، نوشته شده و تحقیقهای فراوان به عمل آمده و شعرها سروده شده است، که، نمی توان یک میلیونم آن را در این مختصرگنجانید، اما برای اینکه قطره ای از دریا برداشته شود و از فیض ذکر فضیلت ها و سر گذشتهای آن بانوی هردوعالم بی بهره نباشد و احادیث را بدون تشریح می آورم تا زیاد بطول نیانجامد و خوانندگان گرامی هرکس به اندازه برداشت خود قضاوت نمایند.

 ابتدا به چند حدیث از کتابهای فریقین. با دقت زیاد توجه فرمائید.

 1 -«یا أحمد لولاک لما خلقت الأفلاک، و لولا علی لما خلقتک، و لولا فاطمة لما خلقتکما»[1] ای أحمد! اگر به خاطر تو نبود جهان را نمی آفریدم، و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی آفریدم، و اگر فاطمة نبود شما را پدید نمی آوردم. پیرامون این حدیث و سند آن بحثها و تحقیقات زیادی هست به محلش مراجعه شود ولی در کل . این روایت این مطلب را می رساند که وجود این بزرگواران به همدیگر بستگی دارد وبدون ایجاد هریک از آنها، آفریده شدن آن یکی بیمعنا و امکان پذیر نبود دقت بفرمائید: اگر علی نبود ادامه وجود حجت های بعدی اعلام شده از سوی خدای متعال، وجود نداشت و همچنین اگر فاطمه نبود، این بزرگواران از کدام مادر لایق به شان اینها، به وجود می آمدند پس اینها مکمّل وجودی همدیگرند.

 نتیجه: اگر علی نبود به وجود آمدن رسول خدا، با شرایط رسالتی که داشت، معنی نداشت و همچنین اگر فاطمه نبود، امامت علی و ادامه امامت و ولایت امامان بعدی با آن شرایط آسمانی و خداوندی که تعیین شده بود، بی معنا بود.

 پس شرافت و فضیلت اصلی به رسول خدا می گردد، اگر او نبود جهان آفرینش و ماسوی اللّه که علت ایجاد آنها اوست، به وجود نمی آمد و اگر علی نبود، ایجاد رسول خدا مفهومی نداشت و اگر فاطمه نبود، به وجود آمدن آن دو بیمعنا بود.

 زیرا شرط ایجاد و ادامه حیات ماسوی اللّه از سوی خدای متعال، به وجود آمدن اینهابود.

 2 - امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:

 نحن حجّة اللّه علی الخلق و فاطمة حجّةٌ علینا ما حجت های خدائیم بر خلق و فاطمه حجت خداست بر ما[2]

 3 - یا سلمان حبّ فاطمة ینفع فی مأةٍ من المواطن، أیسر تلک المواطن: الموت و القبرو المیزان و المحشر والصّراط و المحاسبة رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود: ای سلمان دوستداری فاطمة در صد موطن پر مخاطره سود می بخشد، که آسان ترین آنها، آستانه مرگ، قبر، میزان و محشر، صراط، و به هنگام حساب[3]

 4 - ابن أثیر در ذکر حالات فاطمة علیهاالسلام می گوید: وکانت فاطمة تکنّی أم أبیها فاطمة را مادر پدرش می گفتند.[4]

 عن جعفر بن محمد علیهماالسلام أنّه قال: کانت کنیة فاطمة بنت رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله أم أبیها. روایت از امام صادق علیه السلام است که فرمود: کنیه فاطمة دختر رسول خدا، مادر پدرش بود.[5]

 این کلمه خیلی معنا دار و پر مغز است، چرا این کنیه به او داده شد یک دختر چگونه می تواند برای پدر مادر باشد وو.. اظهار نظرهای زیاد و بررسی های بیشتر وجود دارد که برای آوردن آنها، مقام را مجال نمی باشد.

 5 - در توقیع حضرت بقیة اللّه الأعظم روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء آمده است؛ و فی إبنة رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله لی أُسوةٌ حسنة در دخت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برای من سرمشق (و الگوی درخشان و نیکوئی است[6]

 6 - وکانت فاطمة تحدّث فی بطن أمّها فاطمه درشکم مادر سخن می گفت[7]

 » شافعی« امام اهل سنت، از خدیجة روایت کرده است فرمود: وقتی که من به فاطمة باردار شدم برای من بار سبکی بود و بامن حرف می زد[8]

 دهلوی دانشمند سنی گوید: وقتی که خدیجة به فاطمه باردار شد، آن کودک أرجمند، در شکم او با وی سخن می گفت، و او این رخداد شگرف را از پیامبر پنهان می داشت؛ روزی پیامبر وارد خانه شد و اورا در حالی دید بی آنکه کسی در خانه باشد، سخن می گوید. از او پرسید: با کهِ حرف می زدی؟! گفت: کودکی که درشکم دارم با من سخن می گفت.

 فرمود: خدیجة! مژده ات باد! خدا این دختری را که در بطن تو است، مادر یازده تن از جانشینان من قرار داده که بعد از من و پدرشان علی علیه السلام، یکی پس از دیگری خواهند آمد.[9]

 شعیب مصری: می نویسد: هنگامی که حق نا پذیران از پیامبر خواستند که ماه شکافته شود، »خدیجه« در حالی که به فاطمه باردار بود، گفت: نومید و سر أفکنده باد آنکه محمّد صلی اللّه علیه و آله را - که برترین پیامبر پروردگار من است - تکذیب نماید. درست در این حال بود که فاطمه از درون جان مادر ندا داد که: ای مادر! نگران مباش که خدا با پدر من است.[10]

 7 - عائشة گوید: کانت اِذا دخلت علیه رحّب بها و قام إلیها فأخذ بیدها فقبّلها و أجلسها فی مجلسه  (الحدیث) هنگامی که ( فاطمة) پیش رسول خدا می آمد به پاس احترام او، می ایستاد و خوش آمد می گفت، و دست او را می گرفت و می بوسید و در جای خود می نشانید.[11]

 در آخر روایت می گوید: اذا دخل الیها رحّبت به و قامت فأخذت بیده فقبّلته و زمانی که رسول خدا به پیش فاطمة می آمد، خوش آمد می گفت دستش را گرفته و می بوسید.[12]

 8 - عن عائشه: وکانت اذا دخلت علیه قام الیها فقبّلها و اجلسها فی مجلسه الحدیث روایت از عائشه است که هروقت فاطمة پیش رسول خدا می آمد بلند میشد و او را می بوسید و در جای خود می نشانید.[13]

 9 - عن ثوبان مولی رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله قال: کان رسول اللّه اذا سافر کان آخر عهده بانسان من اهله، فاطمة؛ و أول من یدخل علیه اذا قدم فاطمة علیهاالسلام(الحدیث) ثوبان غلام رسول خدا گوید: هروقت حضرت به سفر می رفت آخرین کس که از او جدا میشد فاطمة بود و در باز گشت اولین کسی را که ملاقات می کرد او بود ...[14]

 حاکم با سند خود از عبد اللّه بن عمر روایت کرده است: إنّ رسول اللّه اذا خرج فی غزاة کان اول عهده بفاطمة رسول خدا هر وقت به جنگی می رفت (در بازگشت)نخستین کسی که او را ملاقات می کرد، فاطمة بود. باز می نویسد: کان اذا خرج فی غزاة کان آخر عهده بفاطمة و اذا رجع کان اول عهده بفاطمة (الحدیث) حضرت هروقت بجنگ میرفت آخرین نفر و هنگام برگشت نخستین نفر می دید، فاطمة بود (تآخرخبر)

 در روایت دیگر از ابن عمر مانند جملات بالا آمده است و اضافه کرده موقع رسیدن به فاطمة می گفت: فداک أبی و أمی پدر و مادرم فدای تو –دخترم- باد.[15]

 10 - در جریان عیادت ابوبکر و عمر از فاطمه زهراء علیهاالسلام از جمله اعترافاتی که از آنها گرفت این جملات بود پیامبر فرمود: رضا فاطمة من رضای و سخط فاطمة من سخطی، فمن أحب فاطمة ابنتی فقد أحبّنی، و من أرضی فاطمة فقد أرضانی، و من أسخط فاطمة فقد أسخطنی...»[16]

 11 - روایتی با کمی تفاوت در عبارت، در کتابهای سنّی و شیعه به وفور آورده اند که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود:«یا فاطمة إنّ اللّه یغضب لغضبک و یرضی لرضاک» ای فاطمة خداوند با غضب تو غضب می کند و بارضای تو راضی می شود.[17]

 در تعبیر دیگر فرمود: إنّ اللّه یغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها خداوند با غضب فاطمة غضب می کند و با رضای او، راضی می شود.[18]

 12 - قال صلی اللّه علیه و آله إنّما فاطمة شجنةٌ منّی یبسطنی مایبسطها و یقبضنی ما یقبضها. قطعاً فاطمة شاخه ای ازمن و تکیه گاه من است، او مانند رگهای بدن من، به تمامی وجودم، پیچیده است[19]

 13 - فاطمة بضعة منّی فمن أغضبها أغضبنی فاطمة، پاره تن من است هرکس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است[20]

 14 - از عائشه روایت شده است که: پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله در مرضی که از دنیا رفت به فاطمة علیهاالسلام فرمود: یا فاطمة ألا ترضین أن تکونی سیدة نساء العالمین، و سیدة نساء هذه الأمّة و سیدة نساء المؤمنین. ای فاطمة! آیا راضی نمی شوی بانوی بانوان عالم ها و بانوی بانوان این امت و بانوی بانوان مؤمنان باشی؟.[21] پس از نقل این حدیث می گوید: هذا اسناد صحیح سند این حدیث صحیح است[22]

 15 - عائشة می گوید: مارأیت أحداً کان أشبه کلاماً و حدیثاً من فاطمة، برسول اللّه، وکانت إذا دخلت علیه رحّب بها و قام إلیها فأخذ بیدها فقبّلها و أجلسها فی مجلسه. ندیدم کسی را که در سخن گفتن و روایت حدیث مانند فاطمة، به رسول خدا شباهت داشته باشد و هر وقت به پیش پیامبر، می آمد، پیامبر، به احترام او می ایستاد و دست او را گرفته و می بوسید و او را در جای خود می نشانید.[23]

 16 - «عن عائشة انّ رسول اللّه کان کثیراً ما یقبّل عرف فاطمة » عائشه می گوید: رسول خداصلی اللّه علیه و آله گردن و کاکل (زلف ) فاطمة را، زیاد می بوسید.[24]

 17 - و کان کثیراً ما یقبّلها فی فمها ودهان فاطمة را می بوسید.[25]

18 - از ابو داود نقل کرده است ویمصّ لسانها و زبان او را می مکید.[26]

 19 - عن الباقر و الصادق علیهماالسلام:« أنّه کان لا ینام حتّی یقبّل عرض وجه فاطمة، یضع وجهه بین ثدیی فاطمة و یدعوا لها؛ و فی روایة، حتّی یقبّل عرض وجنة فاطمة أو بین ثدییها»[27]  از امام باقر و صادق علیهماالسلام روایت شده است که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله، تا عرض صورت فاطمة را نمی بوسید و تا سرمبارکش را میان سینه او، نمی گذاشت، نمی خوابید، و در روایت دیگر است تا رخسار و بر آمدگی گونه و میان سینه فاطمة را نمی بوسید، به خواب نمی رفت.

 20 - سعد بن مالک از رسول خدا روایت می کند که آنحضرت فرمود: «أتانی جبریل علیه الصّلاة و السلام بسفرجلة من الجنّة فأکلتها لیلة أسری بی فعلقت خدیجة بفاطمة، فکنت إذا اشتقت الی رائحة الجنة شممت رقبة فاطمة» شبی که مرا به آسمان بردند، جبرئیل برای من از بهشت یک هلو آورد و آن را خوردم [28] پس از برگشت به زمین خدیجة به فاطمة حامله شد من هر وقت مشاق بهشت می شوم گردن فاطمة را می بویم.

 21 - از عایشة روایت شده است که، «إنّ النّبی صلی اللّه علیه و آله قبّل یوماً نحر فاطمة فقلت له: یارسول اللّه فعلت شیئاً لم تفعله! فقال یاعائشة إنّی إذا اشتقت الجنّة قبّلت نحر فاطمة»[29] پیامبر أکرم روزی گلوی فاطمة را بوسید گفتم: ای رسول خدا کاری کردی که قبلاً نمی کردی؟! فرمود: ای عائشة من هر وقت اشتیاق بهشت و بوی آن را داشتم، گلوی فاطمة را می بوسم.[30]

22 - خطیب در تاریخ بغداد می نویسد: « عن عائشة قالت: قلت: یارسول اللّه مالک إذا جائت فاطمة قبّلتها حتی تجعل لسانک فی فیها کلّه کأنّک ترید أن تلعقها عسلاً؟ قال نعم یا عائشة إنّی لمّا أسری بی إلی السّماء أدخلنی جبرئیل إلی الجنّة فناولنی منها تفّاحة فأکلتها فصارت نطفة فی صلبی، فلما نزلت واقعت خدیجة، ففاطمة من تلک النّطفة و هی حوراء إنسیة، کلّما اشتقت الی الجنّة قبّلتها» عایشه گوید: گفتم ای رسول خدا هر وقت فاطمة می آید او را می بوسی به طوری که زبانت را دردهان او فرو می بری مثل اینکه به او عسل می خورانی!؟ فرمود: بلی ای عائشة شبی که مرا به آسمان بردند، جبرئیل مرا به بهشت برد، سیبی به من داد که آن را خوردم، در پشت من نطفة گردید به زمین که برگشتم با خدیجة همبستر شدم فاطمة از آن نطفة است او انسان است حوری خصلت، من هر وقت مشتاق بهشت می شوم او را می بوسم.[31]

 مشابه این روایت با کمی تغییر در کتابهای زیاد اهل سنت نیز آمده است مانند سیوطی در تفسیر «الدّرّالمنثور»ذیل آیه شریفه «سبحان الّذی أسری» تا آخر و [32] در روایت این کتاب این طور فرمود: «فکنت اذا اشتقت الی رائحة الجنّة شممت رقبة فاطمة». هر وقت مشتاق بهشت شوم گردن فاطمة را می بویم.

 23 - عبداللّه بن زبیر از پدرش اوهم از عائشة روایت می کند: که او هر وقت فاطمة دخت پیامبر أکرم صلی اللّه علیه و آله به خاطرش می آمد می گفت: «ما رأیت أحداً کان أصدق منها إلاّ أن یکون الّذی ولّدها» من کسی را راستگوتر از او (فاطمة)ندیدم مگر کسی که اورا به دنیا آورده است یعنی پدرش[33]

 24 - به خانه فاطمه وارد شد دید علی و او آرد آسیاب می کنند فرمود: کدام یک از شما خسته است؟ علی علیه السلام گفت: فاطمة، پس او بلند شد و پیغمبر سر جایش نشست و با علی مشغول آسیاب کردن شدند.[34]

پی نوشت

[1] الجنّة العاصمة: ص 149

[2] أطیب البیان: 235 / 13

[3]   کتاب مقتل خوارزمی: 6 / 1؛ فرائدالسّمطین: 67 / 2

[4] اُسد الغابة: ج 5 ص 520

[5]  الاستیعاب ابن عبدالبر: ج 2 ص 752؛ فضائل الخمسة: ج 3 ص 156

[6] غیبت طوسی: ص 173

[7]  ذخائر العقبی: ص 59

[8] نزهة المجالس: 227 / 2

[9] الرّوض الفائق ص 214؛ بحارالأنوار:2 / 43؛ جلاءالعیون شبّر: ص 122

[10] الرّوض الفائق: ص 214

[11] مستدرک الصحیحین: ج 3 ص 154؛ بیهقی در سنن: ج 7 ص 101

[12] استیعاب: ج 2 ص 751؛ بخاری در ادب المفرد ص 141 و جمعی دیگر

[13] صحیح ترمذی: ج 2 ص 319

[14] صحیح ابی داوود ج 26 در باب ماجاء فی الإنتفاع بالعاج؛ مسند احمد ج 5 ص 275؛ سنن بیهقی: ج 1ص 26

[15] مستدرک صحیحین ج 3 ص 156. فضائل الخمسة: ج 3 ص 163؛ کنزالعمال: ج 1 ص 77؛ هیثمی در مجمع ج 8 ص 262 و طبرانی در کتاب کبیرش

[16] الامامة و السّیاسة: ص 17  چاپ مصطفی بابی حلبی 1377 هجری مصر،رضایت فاطمه رضایت من و خشم او خشم من است. هرکس فاطمه را دوست دارد مرا دوست داشته است و هر کس او را راضی کند مرا راضی کرده است، و هر کهِ اورا خشمناک نماید مرا خشمگین ساخته است.

[17] کنز العمال: ج 6 ص 216 بروایت ابو یعلی و طبرانی و ابو نعیم؛ میزان الإعتدال ذهبی: ج 2 ص 72 از طبرانی به صحّت روایت اعتراف دارد؛ ذخائرالعقبی: ص 39 به روایت ابو سعید: در کتاب شرف النّبوة و ابن المثنّی درکتاب معجمش.

[18] مستدرک الصحیحین: ج 3 ص 153؛ بعد از نقل حدیث می گوید: هذا حدیث صحیح الأسناد این حدیث سندهایش صحیح است؛ أسد الغابة إبن أثیر ج 5 ص 522؛ ابن حجر درکتاب الإصابة ج 8 ص 159؛ تهذیب التهذیب: ج 12 ص 441؛ کنزالعمال متقی: ج 7 ص 111؛ از ابن نجار

[19] کنز العمال: ج 6 ص 219 از طبرانی او هم از مسور، روایت کرده است؛ مستدرک الصحیحین حاکم: ج 3 ص 154 از مسور بن مخرمة او هم از رسول خدا روایت نموده است و در ذیلش گوید: هذا حدیث صحیح الأسناد این روایت از روایتهای صحیح سند است؛ فضائل الخمسة: ج 3 ص 186؛ بحارالأنوار: ج 43 ص 54 ازامام صادق علیه السلام

[20] فضائل الخمسة من الصحاح السّتة: ج 3 ص 184 بنقل از صحیح بخاری در باب بدء الخلق؛ کنزالعمال متقی: ج 6 ص 220 از ابن ابی شیبة؛ فیض القدیر مناوی: ج 4 ص 421 می گوید: سهیلی از این حدیث افضلیت فاطمة را از شیخین ) ابوبکر و عمر (استدلال کرده است؛ نسائی نیز این روایت را در کتاب خصائص ص 35 آورده است(. این روایت را با کمی تغییر در لفظ، کتابهای فریقین )سنی و شیعة ( فراوان آورده اند، و چون صحت آن قابل تردید نیست، به خاطر اختصار، از ذکر مدارک آن خود داری می شود.

[21] مستدرک صحیحین: ج 3 ص 156

[22]  این روایت نیز از روایتهای مورد قبول فریقین است و در صحاح اهل سنت به طور وفور، مذکور است به آدرس بعضی از آنها توجه فرمائید.)صحیح بخاری در کتاب الإستئذان، صحیح ترمذی ج 1 ص 306؛ مستدرک صحیحین ج 3 ص 151؛ مسند احمد بن حنبل: ج 5 ص 391؛ حلیةالأولیاء ابی نعیم: ج 4 ص 190 و ج 2 ص 29؛ ابن اثیر در اسدالغابة: ج 5 ص 574: کنزالعمال: ج 6 ص 217 از رویانی و ابن حبان درکتاب صحیحش از حذیفة و در ص 218 از ابن عساکر از حذیفة، و در ج 7 ص 102 از ابن جریر از حذیفة و در ص 111 از ابن ابی کبشه؛ نسائی در خصائص: ص 34؛ طحاوی در کتاب مشکل الاثار ج 1 ص 48 و 49؛ ابو داود طیالسی در مسندش ج 6؛ و صدها مدارک دیگر اهل تسنن و کتابهای فراوان اهل تشیع که مجالی به آوردن مشروح آنها نیست

[23]مستدرک صحیحین: ج 3 ص 154 و 159 حاکم پس از نقل حدیث می گوید هذا حدیث صحیح علی شرط شیخین؛ صحیح بخاری درکتاب ادب المنفرد ص 141؛ ابو عمرو در کتاب استیعاب: ج 2 ص 751: بیهقی در سنن: ج 7 ص 101. باکمی تغییر درکتابهای زیادی آورده اند مانند کتابهای صحیح ترمذی ج 2 ص 319؛ صحیح ابو داود: ج 33 ص 223 در باب ماجاء فی القیام؛ عسقلانی در فتح الباری ج 9 ص 200؛ و جز اینها

[24] کنزالعمال: ج 7 ص 111؛ بنقل از ابن عساکر

[25] فیض القدیر مناوی: ج 5 ص 176

[26] فیض القدیر مناوی: ج 5 ص 176.

[27] بحارالأنوار: ج 43 ص 13 / 42 بنقل از مناقب و ص 1 / 55 از حذیفة و 78 از امام صادق علیه السلام بنقل از مصباح الأنوار و کتاب الرّوضة و فضائل ابن شاذان بن جبرائیل

[28] فضائل الخمسة: ج 3 ص 152 بنقل از مستدرک الصحیحین ج 3 ص 156

[29] ذخائرالعقبی ص 36

[30] ذخائرالعقبی ص 36 بنقل از سیره ملاّ؛ من حیات الخلیفة ص 159

[31] تاریخ بغداد: ج 5 ص 87؛ ذخائرالعقبی ص 36 بنقل از ابو سعد در کتاب شرف النبوة؛ من حیات الخلیفة ص 153 بنقل از مصادر بالا در این مورد أحادیث از طریق شیعه هم زیاد است کسانی که مایلند برای اطلاع از آنها به ج 43 کتاب شریف بحار الأنوار و امثال آن مراجعه نمایند.

[32] »مستدرک صحیحین«: ج 3 ص 156

[33] بحارالأنوار: ج 43 ص 67

[34] بحارالأنوار:51 / 43؛ از کتاب الرّوضة و فضائل



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 

. مقدمه

با ظهور انقلاب اسلامی، شکل جدیدی ازحکومت در دنیا پدیدار شد که بنای سازگاری با قطب قدرت استکبار را نداشته و به مبارزه با استکبار پرداخت. ظهور چنین حکومتی آن هم درمنطقه خاورمیانه که از لحاظ اقتصادی و ژئوپلیتیکی دارای اهمیت بسیار زیاد است، باعث شد که نظام استکبار جهانی با تمام قوا به مبارزه با انقلاب برخیزد.

با پایان یافتن جنگ و عدم پیروزی استکبار در زمینه های نظامی، تهاجمات به عرصه های دیگرکشیده شد. یکی از این عرصه ها که خصوصاً در سال های اخیر با تهاجمات گسترده همراه بوده است، عرصه اقتصادی است. بنابراین خود انقلاب اسلامی مکلف به نوآوری و نظریه پردازی و الگو سازی در عرصه های جدید اقتصادی است. هر کشوری که علم استکبار ستیزی را برپاکند، نیازمند چنین الگوهایی است. یکی ازاین مفاهیم اقتصاد مقاومتی است.

2. تعریف اقتصاد مقاومتی

بنا به تعریف برخی از اقتصاد دانان از اقتصاد مقاومتی، این نوع اقتصاد معمولاً در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف کننده یک کشور قرارمی گیرد که منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه، ایستادگی نموده و سعی درتغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی سازی آن بر اساس جهان بینی و اهداف دارد. برای تداوم این نوع اقتصاد، باید هرچه بیشتر به سمت محدودکردن استفاده از منابع نفتی و رهایی از اتکای اقتصاد کشور به این منابع حرکت کرد و توجه داشت که اقتصاد مقاومتی در شرایطی معنا پیدا می کند که جنگی وجود داشته باشد و در برابر جنگ اقتصادی و همچنین جنگ نرم دشمن است که اقتصاد مقاومتی معنا پیدا می کند.

3. محورهای اساسی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مفهومی است که درپی مقاوم سازی، بحران زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می شود، که قطعا باور ومشارکت همگانی واعمال مدیریت های عقلایی ومدبرانه، پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خود اتکایی است.

برخی محورهای اساسی و مهم اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

حمایت ازتولید ملی

تأکید مقام معظم رهبری درابتدای سال بر ضرورت تداوم تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، مبین سه وظیفه برای دولت، دست اندرکاران تولید و مردم می باشد، سه حلقه ای که نحوه تعامل آنها بر روی هم، تاثیر مستقیم دارد و نتیجه نهایی آن، به این تعامل وابسته است. یعنی هرچه قدر که مردم را تشویق به خرید کالای داخلی کنیم ولی کیفیت تولید کالای داخلی پایین باشد، عملاً رغبتی از سمت مردم به خرید کالای تولید داخلی نخواهد بود. اگر تولید کننده هم برای تولید کالای باکیفیت همت کند ولی دولت و سیستم بانکی کشور، خدمات پولی و مالی ارائه ندهند و یا قوانین اقتصادی، فضای کسب و کار را سخت کند و یا مردم نسبت به کالای داخلی بی رغبت باشند، باز هم نتیجه منفی خواهد بود. لذا باید تمامی ارتباطات این سه حلقه باهم اصلاح شده و در راستای افزایش تولید ملی بهبود پیدا کند.

سیاست های اصل 44 قانون اساسی

محدود سازی اقتصاد دولتی و آزاد سازی اقتصاد از پیامدهای مهم اصل 44 قانون اساسی است. اقتصاد مقاومتی فعال و پویا نیازمند برنامه ریزی استراتژیک و راهبردی، مبتنی بر مردمی کردن اقتصاد از طریق میدان دادن بیشتر به فعالان بخش خصوصی و رفع موانع و مشکلات این بخش می باشد.

بخش خصوصی به عنوان موتور و محرک اصلی رشد اقتصادی و صنعتی است که با بکارگیری سرمایه خود و جذب و مشارکت سرمایه های غیردولتی، استفاده بهینه از منابع انسانی و اعمال مدیریت کار آمد، ضمن ایفاء نقش خود در رشد اقتصادی و صنعتی کشور، می تواند اهداف توسعه ای دولت را محقق نماید.

اقتصاد مقاومتی بر پایه و اساس سرمایه معنوی افراد و جامعه استوار است و بخش خصوصی بدون شک برترین بستر، برای همراهی مردم به عنوان اصلی ترین ارکان مقاومت درجامعه، برای ضد ضربه کردن اقتصاد در برابر تحریم هاست.

توجه به نخبگان واستفاده ازفناوری نوین

نخبه به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق می شود که اثرگذاری وی در تولید علم، هنر و فناوری کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و متوازن کشور گردد. زمانی که فناوری های نوین مشمول تحریم قرار می گیرند و کشورهای دشمن اجازه نمی دهند این فناوری ها به ایران برسند، اگر از نخبگان حمایت شود، می توان این فناوری ها را تبدیل به فعالیت تجاری کرد. میدان دادن به نخبگان در عرصه صنعت، تجارت و کشاورزی، از ویژگی های اقتصاد مقاومتی است و نیز باید شرایط به گونه ای باشد که نخبگان بدون مانع کارهای خود را پیش برند. آنچه جای نگرانی است، تحریم خارجی نیست بلکه نگرانی در خصوص موانع تولید و تجارت درداخل کشور است که گاهی شدیدتر از تحریم ها عمل می کند.

4. اقتصاد مقاومتی، تحقق جهاد اقتصادی

سال گذشته که برحسب منویات مقام معظم رهبری، بنام جهاد اقتصادی نام گذاری شد، آغاز حرکتی بود در راهی که به از بین بردن موانع و معضلات اقتصادی کشور می انجامد. به همین دلیل امسال که به نام تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام گذاری شده، یکی از اهداف مهم آن ایجاد اقتصاد مقاومتی است. جهاد اقتصادی به معنای شروع حرکتی موثر برای ساختن بنیان آینده ایست که امروز برای هر ایرانی یک آغازاست، شروع زندگی در شرایطی بهتر و ایده آل. اقتصاد مقاومتی نتیجه و ثمره اقتصادی است که با تکیه برحرکت های جهادی و فداکارانه در برابر احتکار و انحصار قد علم می کند و با تورم و گرانی مقابله می کند تا مردم به آسایش نسبی در زندگی برسند.

مهم ترین اهداف تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

مهار سوداگری و فساد، گام اول تحقق اقتصاد پایدار

منظور از سوداگری، فعالیت های غیر مولدی است که از تلاطمات و نوسان های بازار سوء استفاده نموده و بهره مندی هایی را نصیب برخی افراد می گرداند. در اقتصاد مبتنی بر دلالی و سوداگری، بخش مولد بیشترین آسیب را دیده و ساز و کار اقتصاد به سمت حباب های قیمتی و نوسان های شدید سوق می یابد. چنین اقتصادی در مواجهه با فشار خارجی کمترین پایداری و مقاومت را داشته و به سرعت متلاشی می شود.

برخی سیاست های اجرایی مناسب ذیل این اصل عبارتند از: سیاست های کنترل زمین و مسکن، مبارزه با قاچاق و واردات غیر قانونی، ساماندهی فضای اطلاعاتی به منظور دسترسی یکسان آحاد جامعه به اطلاعات اقتصادی و...

مردمی سازی اقتصاد، ارتقاء مقاومت اقتصادی دربرابر تحریم ها

برای اینکار، در گام اول می بایست توانمندسازی آحاد مردم در دستور کار قرارگیرد تا زمینه برای حضور موثر همه افراد در فعالیت های مولد اقتصادی فراهم شود. وحدت و همکاری میان فعالین می تواند به اشکال گوناگون شبکه سازی، خوشه سازی، زنجیره تامین و... در دستور کار قرار گیرد. لیکن با محوریت نظم های جمعی میان فعالیت ها، آرمان های مردم سازی اقتصادی محقق شده و سطح پایداری و مقاومت اقتصادی در برابر تحریم ها و فشارها ارتقاء می یابد.

خلاصی از وابستگی به درآمد نفت، مصداق خود اتکایی

ساز و کارهای حوزه اقتصادی بایستی به گونه ای مورد بازبینی قرارگیرند که تمامی مواردی که وابستگی کشور را به دنبال دارد، شناسایی نموده و درخصوص آن تصمیم گیری نمایند. درموارد کم اهمیت تر می توان این حوزه ها را متنوع و متکثر نمود تا میزان وابستگی کشور کاهش یابد. درموارد خاصی نیز ممکن است جایگزین سازی کامل مد نظر قرار گیرد.

برخی از سیاست هایی که دراین خصوص قابل طرح هستند عبارتند از: جایگزینی درآمدهای جاری به جای نفت مانند؛ مالیات و درآمدهای ترانزیتی و... و نیز گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چندین شریک کوچکتر.....

اولویت بندی شرکای تجاری ایران

کشورهای منطقه و نیز کشورهایی با همسویی ایدئولوژیک باید بر دیگران ترجیح داده شوند. از سویی کشورهایی با همبستگی بیشتر، تمایل کمتری به ورود در توافقات طرفینی بر علیه یکدیگر دارند و از سوی دیگر، منطقه به سبب مواجهه با تهدیدات و فرصت های مشترک، امنیتشان به هم گره خورده است. در واقع بلوکی از کشورهای همسایه و مجاور به لحاظ جغرافیایی، با حجم اقتصاد و جمعیت بزرگ تر، پایداری بیشتر خواهد داشت. اگر کشور در زمینه های صنایع و رشته فعالیت های اولویت دار مثل غذا و دارو، پیشرفت کند به صادر کننده عمده مبدل شده و به پیشرفت های فنی و صنعتی بسیاری در این زمینه ها می تواند نایل شود، لذا بقای کشور تضمین شده و امکان تحریم و فشار به کشور کاهش می یابد. حوزه انرژی و صنایع نظامی نیز دو زمینه مهم دیگری هستند که بایستی مورد توجه ویژه قرار بگیرند. اولویت بعدی هم صنایع فرهنگی است. در این حوزه نیز به سبب رویکرد فرهنگی و گفتمان ساز انقلاب اسلامی می توان با تحرک و پویایی مناسب مبانی فرهنگی و تربیتی والای اسلامی را به جهان صادر نمود و مبنای فکری نظام سلطه را مورد چالش جدی قرارداد.

فرهنگ سازی اولویت تولید بر واردات و خرید کالای داخلی

علاوه بر ترویج و تبلیغ مفاهیم عام حوزه فرهنگ مقاومت همچون جهاد و مبارزه، در حوزه اقتصادی نیز بایستی مفاهیم فرهنگی مناسبی بسط و توسعه یابد. ترجیح تولید بر واردات و خرید کالای داخلی مساله مهمی است که در بسیاری موارد با موانع فرهنگی روبروست. نفی تکاثر درعین تبلیغ کار و تولید ثروت، نفی اسراف درعین ترویج مصرف میانه و... نیز بایستی محور توجه قرار گیرند. بایستی به لحاظ فرهنگی چنان مساله مطرح شود که جهاد اقتصادی همانند جهاد نظامی مد نظر قرارگرفته و فعالیت مفید اقتصادی امر مجاهدت در راه خدا را داشته باشد.

اینها گوشه ای از اهداف اقتصاد مقاومتی است که تنها با امتداد راه جهاد اقتصادی میسر خواهد شد. ایجاد شرایطی نسبتاً پایدار، اقتصادی ایمن و مقاوم و خود کفایی که آرزوی هر ملتی است.

5. اقتصاد مقاومتی و تحریم ها

تحریم ابزار تنبیهی است که درسیاست خارجی مورد استفاده قرارمی گیرد. هدف از تحریم، فشار بر کشور هدف برای تغییر رفتار است. این تغییر رفتار می تواند تغییر رفتار سیاسی یا تغییر سیاست های اقتصادی باشد. تحریم اقتصادی همواره یکی از ابزارهای فشار و اجبار در پیشبرد اهداف سیاست خارجی کشورها درسطح بین المللی مورد توجه قرارگرفته که البته کارنامه ایالات متحده آمریکا در این خصوص تاریک تر از قدرت های دیگر بوده است.

اهداف واهی این تحریم ها عبارت بودند از:

• جلوگیری از نقض حقوق بشر

• مبارزه با تروریسم بین المللی

• منع گسترش سلاح های هسته ای

• حمایت از حقوق کارگران

• حفظ محیط زیست

• جلوگیری از گسترش مناقشات و جنگ های داخلی

درحالی که مهم ترین هدف آمریکا از این تحریم ها رسیدن به سیاست ها و حفظ استیلای خود آن هم پس از فروپاشی بلوک شرق بوده است. میزان تاثیرگذاری تحریم بطور شدیدی به پارامترهای تعیین کننده ویژگی های اقتصادی کشور تحریم شده بستگی دارد. پارامترهایی همچون:

• روابط تجاری و اقتصادی

• ساختار اقتصادی

• تولید ناخالص ملی

• درآمد سرانه

• نرخ رشد

• درصد صادرات به تولید ناخالص داخلی

• درصد واردات به تولید ناخالص داخلی

• جریان ورود و خروج سرمایه

• عضویت در سازمان ها وموافقت نامه های منطقه ای

• شدت نیاز به کالاهای استراتژیک مانند نفت و نظایرآن

اکثر تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تا سال 2006 به طور یک جانبه از طرف آمریکا انجام شده است. می توان گفت با توجه به پایبندی مسئولان و ملت ایران به اصول و ارزش های انقلاب اسلامی، سیاست های خصمانه آمریکا با کشورمان پایانی نخواهد داشت، اما آنچه اهمیت دارد این است که باید دراین برهه حساس نیز با تمام توان و ظرفیت در مقابل این سیاست های خصمانه ایستادگی و مقاومت کرد. در کنار استفاده از کلیه ظرفیت های دیپلماتیک جهت زدودن آثار منفی و کاستن از سختی تحریم ها، باید در داخل کشور نیز اقدامات مقابله ای انجام شود، که با اطمینان می توان گفت نامگذاری سال 1391 به عنوان سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی مقام معظم رهبری که نشان از درایت و هوشیاری معظم له داشته و همچنین طرح موضوع اقتصاد مقاومتی از سوی ایشان از مهم ترین اقدام در این زمینه محسوب می شود که مسئولین نظام باید به دور از هرگونه درگیری جناحی و حزبی، از همه توان خود برای جامه عمل پوشاندن به آنها استفاده نموده و مردم نیز باید مسئولین را دراین امر، بیش از پیش همراهی نمایند، چرا که سربلندی و موفقیت در این مسیر دشوار، نیازمند همدلی و همکاری صمیمانه مسئولین و مردم خواهد بود.

6. نقش دولت و مردم در تحقق اقتصاد مقاومتی

شناسایی نقاط ضعف کشور در اقتصاد مقاومتی و تبدیل آن به نقاط قوت، یکی دیگر از الزامات کشور در رسیدن به جایگاه واقعی خویش در عرصه جهانی است که برای تحقق آن باید همکاری نزدیکی میان دولت و مردم صورت گیرد.

نقش دولت

دولت در شرایط امروز اقتصاد ایران، بزرگ ترین رسالت را دارد. هر یک از سیاست هایش از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، هزینه فرصت ها به شدت بالاست و نیاز به هوشمندی و دقت خاصی از ناحیه دولت احساس می شود.

از جمله سیاست های مناسب از ناحیه دولت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی عبارتند از:

تثبیت نرخ ارز

یکی از ملزومات تحقق اقتصاد مقاومتی، تثبیت قیمت ارز در بازار است. نوسانات موجود در بازار ارز، زمینه نابسامانی در امر تولید، عرضه و مصرف کالا را فراهم می سازد و در یک جمله بازار را دچار اختلال می کند. از این رو دولت، به عنوان اصلی ترین مقام تصمیم گیری در سیاستهای مالی و ارزی کشور، می تواند بخش قابل توجهی از نوسانات موجود در بازار ارز را با تدابیر پیشگیرانه و اتخاذ سیاست های مناسب به حداقل رسانده تا در آینده، اقتصاد کشور دچار شوک های شدید ناشی از اتخاذ تدابیر سطحی و زود گذر نشود. توزیع مناسب و به اندازه ارز به بازار، توجه به صنایع و مایحتاج عمومی مردم، در اولویت قرار گرفتن اخذ ارز مورد نیاز، تعیین نرخ مرجع مناسب با توجه به شرایط بازار و... می تواند بخشی از تدابیر دور اندیشانه دولت در کنترل قیمت و بازار ارز محسوب شود. از این رو لازم است، بخش های تاثیرگذار بر بازار، با اعتماد به نظرات کارشناسان دلسوز اقتصادی، زمینه را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان شاه کلید عبور کشتی نظام از حوادث پیش روی خود، بیش ازپیش فراهم نمایند.

اشتغال زائی

اشتغال در کشور امنیت عمومی را به دنبال خواهد داشت که می تواند مشکلات فرهنگی را نیز مرتفع کند. بنابراین ایجاد فرصت های شغلی از سوی دولت امری ضروری تلقی می گردد. در شرایط کنونی افزایش فرصت های شغلی، یکی از الزامات و اقدامات مهم مقامات مسئول در دولت محسوب می شود، چرا که در راستای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، نیازمند نیروی کار بیشتر در کشور هستیم. از جمله راهکارهای لازم برای رفع موانع اشتغال زائی عبارتند از؛ تغییر نگرش دولت به بخش خصوصی، ایجاد امنیت اقتصادی، مبارزه با مفاسد اداری، کنترل مهاجرت از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و کنترل اقتصاد زیر زمینی....

ثبات قیمت ها

یکی از زیر ساخت های اقتصاد مقاومتی که به آن توجه کمتری شده است، مسأله تورم است که بعضاً نحوه بودجه ریزی و برخی تصمیم گیری ها درنظام پولی و مالی موجب تورم زایی شده است. تورم درحال حاضر تبدیل به بیماری اقتصادی کشور گردیده و این مسئله باعث شده است که درعرصه بین المللی، صادرات کشور دچار مشکل شود و در طرف مقابل واردات افزایش پیدا کند و دلیل آن بالا بودن قیمت کالاها در داخل کشور است. اقتصاد در شرایط تورمی بازدهی ندارد و به موجب آن تولید داخل افزایش پیدا نمی کند و بیکاری افزایش می یابد و در نتیجه، بالا رفتن نرخ بیکاری درجامعه و افزایش مفاسد اجتماعی، متعاقبا هزینه های اجتماعی و سیاسی و امنیتی کشور افزایش یافته و این مسئله کشور را از تحقق اقتصاد مقاومتی دور خواهد کرد.

اصلاح ساختار دولتی

با وجودی که سالهاست درمحافل مدیریتی سخن از محدود کردن تشکیلات دولتی در تمام عرصه های اقتصادی، تولیدی و اجرایی می شود اما این گستردگی همچنان رو به فزونی است. دولت اگرچه بزرگ ترین مجری در سطح کلان جامعه است، اما این بزرگی به جای انجام نظارت و هدایت کارها با در اختیار گرفتن منابع مادی و نیروی انسانی فراوان در چرخه اقتصاد و تولید به اداره این منابع می پردازد. تا آنجا که امروز خود را با تشکیلات عدیده ای روبرو ساخته است. این در حالی است که با واگذارکردن بسیاری از کارهای اجرایی در اختیار بخش خصوصی از یک سو می تواند از حجم مشغله و تورم کارهای اجرایی خود بکاهد و از سوی دیگر به افزایش رضایت مندی مشتریان و انتظارات نیروهای انسانی خود و نیز افزایش کیفیت خدمات در سطح خرد و کلان کمک شایانی کند. تجربه کشورهایی که موفق به کوچک سازی بخش تشکیلاتی دولت های خود شده اند، نشان می دهد که این کشورها به نتایج بسیار ارزنده ای از نظر اجرای با کیفیت کارهای کلان خود دست یافته اند. به نظر می رسد نقش پر رنگ دولت نیز در اداره کارها باید کاهش یابد و به جای آن روند نظارت بر کارها و هدایت امور توسط دولت توسعه یابد. دولت به عنوان ارکان اجرایی و تصمیم ساز، که ابزارهای لازم اقتصادی را در اختیار دارد، می تواند حرکات کیفی تری را در تمام عرصه ها از خود نشان دهد.

نقش مردم

تحقق اقتصاد مقاومتی صرفاً با مشارکت مردمی امکان پذیر است و لاغیر. برای بالابردن مشارکت مردمی باید از هر نوع فعالیت اقتصادی مردمی استقبال کرد. فضایی باید بر کشور و جامعه حاکم گردد که همه مردم خودشان را مولد در اقتصاد و شریک در پیشرفت و مقاومت کشور، حس کنند و برآن ببالند. در نظریه های اقتصادی نقش مردم به عنوان مصرف کنندگان کالاها بسیار حائز اهمیت است.

از مهم ترین نقش های مردم درتحقق اقتصادی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

مدیریت مصرف

امروزه تعادل درمصرف یک حرکت جهادی است و همه دستگاه های دولتی و غیر دولتی و همچنین آحاد مردم باید موضوع پرهیز ازاسراف و استفاده ازتولیدات داخلی را جدی بگیرند. جلوگیری از هر گونه اسراف و تبذیر، مهم ترین اصل در ارائه یک الگوی اسلامی مصرف است. از این رو خداوند درآیه 67 سوره فرقان، حرکت در مداری به دور از افراط و تفریط را رسیدن به پایداری دانسته است. پس فرد یا جامعه ای که در مسیر پایداری درمصرف حرکت کند به پایداری در اقتصاد می رسد و جامعه به همان مطلوب یعنی اقتصاد سالم، شکوفا و مقاومتی دست خواهد یافت.

قناعت(ساده زیستی و دوری ازتجملات)

امیرمومنان علی علیه السلام بهترین اقتصاد و زندگی سالم اقتصادی که آسایش انسان را تامین کند، اقتصاد مبتنی بر قناعت تعریف می کنند، پس قناعت و اقتصاد واقعی به معنای مصرف به مقدار کفایت است که مهم ترین عامل در ایجاد آسایش پایدار و راحتی دانسته شده است. مردم جامعه باید تفکر خود را نسبت به مصرف تغییر دهند و از مصرف گرایی و ریخت و پاش غیر ضروری در همه ی موارد خودداری کنند.

تولید ثروت حلال

تولید ثروت حلال باید درجامعه نهادینه شود و در کنار آن تولید ثروت های کاذب از طریق دلالی به امر مذموم در میان آحاد جامعه مبدل شود.

ترجیح مصرف کالای داخلی برکالای خارجی

پر واضح است که مردم حق استفاده از کالای باکیفیت را دارند، ولی ترجیحاً باید کالای ساخت داخل را مصرف کنند و این امر نیازمند تحکیم نگاه علمی است، به نحوی که دست اندرکاران عرصه تولید، دولت و دانشگاه ها حلقه ارتباط صمیمی و تعامل پایداری را باید با یکدیگر داشته باشند. زیرا صیانت از اعتبار تولید داخلی در عرصه جهانی وظیفه ملی و اسلامی است، و منافع زود گذر نباید منفعت ملی را به خطر بیندازد.

7. موانع وچالشهای پیش روی اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی و اهداف آن باید با جوهره مقاومت پیوند منطقی داشته باشد، در این راستا باید چالش های پیش رو را شناسایی و در دایره ای بزرگ تر با عنایت به چالش های اقتصاد و امت اسلامی تعریف و برای آن برنامه و راه حل ارائه شود.

از جمله این موانع می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1. وجود عوامل متعدد بر ایجاد فضای منفی برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی

2. وجود موانع متعدد پیش روی تولید ملی

3. عدم وجود فضای رقابتی دربخش تولید و توزیع در برخی از گروه کالایی

4. پایین بودن سطح بهره وری نیروی انسانی و ضرورت تشکیل نیروی انسانی کارآمد بیش از گذشته

5. افزایش نقدینگی و عدم تناسب آن با تولید

6. وجود نقدینگی های سرگردان

7. تورم بالا ومستمر درکشور

8. اختلالات متعدد در بازار ارزی کشور

9. سطح بالای بیکاری و عدم اشتغال پایدار

10. افزایش مستمر قیمت مسکن و اجاره ها

11. وابستگی شدید بودجه سالانه کشور به درآمدهای حاصل از فروش نفت خام

12. کسری بودجه مزمن و پایدار

13. عدم اجرای کامل سیاست های اصل 44 قانون اساسی در راستای آزاد سازی و خصوصی سازی

14. وجود نظام مالیاتی ناکارآمد

15. هدفمند نبودن یارانه ها علی رغم اجرای آن

16. ناکارایی نظام پولی و بانکی

17. نوسانات متعدد درشاخص های بورس

18. وجود سیاست های حمایتی و تعرفه ناکارآمد و غیر هدفمند

19. ضعف های زیرساختی و گمرک

20. تامین قطعات و فقدان الگوهای مصرف بهینه

21. مشکلات تامین کالاهای مورد نیاز بخش تولید

22. وابستگی صادرات غیر نفتی به بخش میعانات نفتی، گازی و پتروشیمی

23. عدم حمایت موثر از حقوق تضییع شده مصرف کنندگان

24. مواردی که موجب ایجاد ضعف در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های اقتصادی می شود

25. عدم پیشگیری در مواجهه با فساد مالی در دستگاه های دولتی و غیر دولتی

26. فساد اقتصادی

27. انجام واردات بی رویه

28. عدم اعمال مالیت های سنگین برای فعالیت های غیر تولیدی

29. بروکراسی اداری نیز به عنوان یکی از موانع تحقق اقتصاد مقاومتی است که یافتن راه کارهای حمایتی برای بهره برداری به موقع از پروژه های در دست اجرا را می طلبد.

8. نتیجه گیری و پیشنهادات

با توجه به بررسی همه عوامل موثر و زیر سیستم در اقتصاد مقاومتی باید گفت که تحریم ها نمی توانند خلل مهمی برای کشوری با قدرت جمهوری اسلامی ایران و با این مرزهای گسترده و منابع خدادادی ایجاد کنند، کشوری که به خدای متعال اتکا دارد و ملتی استوار و هوشمند است حتماً پیروز این میدان خواهد بود. نظام اسلامی قادر است با برنامه ریزی، تلاش، تدوین استراتژی ها و اقدامات لازم با محوریت اقتصاد مقاومتی، بخش عمده ای از تهدیدهای امروزین را نیز به فرصت تبدیل کند.

راه کارهای ذیل جهت رسیدن به اهداف اقتصاد مقاومتی ضروری است:

1. نقطه شروع اقتصاد مقاومتی، سیاست گذاری برای اصلاح الگوی مصرف است. مصرف، تولید را جهت می دهد و این دو در کنار هم، جهت سرمایه گذاری را مشخص می کنند. رونق تولید داخلی و کاستن از وارداتی که می تواند به افول و کم رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای تکنولوژی در سطح کلان تر می شود. البته باید به گونه ای عمل کرد که اقتصاد مقاومتی به معنای تحمیل فشار به مردم نباشد.

2. افزایش بهره وری در تولید، کاهش قیمت تمام شده تولیدات، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولیدات خارجی و کاهش واردات، حمایت از تولید ملی به ویژه تولیدات استراتژیک

3.کاهش آمار بیکاری و خشکاندن ریشه های فقر و آسیب های اجتماعی ناشی از بیکاری در جامعه

4. فعال سازی سیستم های حمایتی پولی و مالی و بیمه ای بخش تولید برای تحرک در اقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای غیرنفتی

5. افزایش واردات دانش فنی، خطوط تولید و ماشین آلات در ازای کاهش واردات کالاهای مصرفی با توجه به اهمیت این نوع معاملات در عصر اطلاعات، همزمان با تولید علم و تولید دانش فنی و حمایت از شرکت های دانش بنیان

6. توجه به معضل تورم و برقراری یک نظام قابل پیش بینی و قابل مدیریت در قبال شاخص تورم و تطبیق آن با سطح حقوق و دستمزدها و نیز قیمت ارز در پیش گیری سیاست های بهینه در این فرآیند

7. تبدیل تهدیدها به فرصت ها در روند تامین کالاها به این معنا که به محض اعمال تحریم در برخی از کالاها، شکل دهی به عزم ملی درحوزه فناوری و صنعت و تجارت برای ایجاد خود کفایی کامل یا حداقل خود اتکایی در تولید و تامین این اقلام

8. برقراری ارتباطات خاص اقتصادی با برخی از کشورهای دوست، گسترش ارتباطات اقتصادی با کشورها و بلوک های منطقه ای و گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چند شریک کوچک تر

9. شکل گیری روحیه جهاد اقتصادی، تولید ملی و حمیت ایرانی. ضمن آنکه برای تقویت اقتصادی ملی، دیپلماسی اقتصاد مقاومتی نیز لازم است. هدف از این نوع دیپلماسی تبیین دستاوردهای اقتصاد مقاومتی در مقابل فشارهای وارده است. فشارها در مورد کالای مصرفی و شاخص های روزمره اقتصادی وارد می شود، ولی دستاوردهای مقاومت کشور، دستاوردهایی استراتژیک و بلند مدت هستند، همچون خود کفایی در تکنولوژی ها و فناوری های برتر(هسته ای)، استقلال درسیاست خارجی و...

10. خودداری از اسراف و ضایع کردن کالاها و ذخیره سازی کالاهای اساسی در ابعاد حجیم توسط دولت و انبارهای کوچک و هدایت شده و هوشمند توسط مردم(مانند کشور سوئیس) حتی در زمان صلح و آرامش جهت تامین امنیت غذایی مردم.

منابع:

1. روزنامه ملت، مقاومت اقتصادی از رهگذر اقتصاد مقاومتی، مورخه 18 / 6 / 91.

2. حسین زاده، محمد، الزامات سال تولید ملی، سایت الف.

3. سخنان حمیدرضا فولادگر، تبلور اقتصاد مقاومتی در دل تحقق اصل ۴۴ نهفته است، خبرگزاری خانه ملت، مورخه  13 / 5 / 91.

4. سخنرانی حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، محورهای اساسی اقتصادمقاومتی، خبرگزاری فارس، مورخه 9 / 5 / 91.

5. لواسانی، سیده زینب، اقتصاد مقاومتی در امتداد جهاد اقتصادی، اقتصاد تبیان، مورخه 11 / 6 / 91.

6. نریمانی، میثم، 5اصل اقتصاد مقاومتی، پایگاه خبری و تحلیلی ندا آنلاین، مورخه 6 / 5 / 91.

7. یارمحمدیان، ناصر، آیا تحریم های اقتصادی علیه ایران تاثیرگذارند؟ روزنامه دنیای اقتصاد شماره 2758، مورخ 4 / 7 / 90.

8. تک تحریم و بانک اقتصاد مقاومتی، سایت آفتاب، مورخه 27 / 6 / 91.

9. عزیزیان، رضا، تثبیت نرخ ارز از ملزومات اقتصاد مقاومتی، روزنامه فرهیختگان، مورخه 6 / 7 / 91.

10. آهنی ها، اصغر، موانع اشتغال زائی درکشورقسمت چهارم، وب اصغر آهنی ها، مورخه 3 / 4 / 91.

11. ابراهیمی، عباس، «اقتصاد مقاومتی» در سایه تورم زدایی و حفظ سرمایه ایرانی تحقق می یابد، پایگاه اطلاع رسانی اقتصاد مقاومتی، مورخه 15 / 7 / 91.

12. منصوریان، بررسی و مطالعه اصلاح ساختار تشکیلات دولتی و موانع خصوصی سازی، سایت مازندران مورخه 25 / 7 / 88.

13. خبرگذاری تقریب، نقش مدیریت مصرف در اقتصاد مقاومتی، مورخه 22 / 5 / 91.

14. زیدی، باقر، نقش مردم دراقتصاد مقاومتی، روزنامه رسالت، مورخه 22 / 5 / 91.

15. حجت الاسلام روح الله بیگی نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس، تمام ضعف ها را به حساب تحریم نگذاریم، سایت تابناک، مورخه 5 / 6 / 91.

16. دکتر عسگری، علی، 18راهکار در اقتصاد مقاومتی، جام جم، مورخه 3 / 7 / 91



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سید الباکینم و در عشق غوغا می کنم

زنده در شهر مدینه یاد زهرا می کنم

من چهل سال است هر لحظه به یاد کربلا

از غم هر روضه ای گریه مجزّا می کنم

پای هر برگ صحیفه نه ، که روضه نامه ام

با سر انگشتی زخون دیده امضا می کنم

رازق و الطفل الصغیر و راحم الشیخ الکبیر

با مناجات سحر این روضه افشا می کنم

آب رنگ خون بگیرد تا که هنگام وضو

یادی از زخم لبانِ خشک بابا می کنم

می سپارم بر همه تا نشود ام البنین

صحبت از ضرب عمود و فرق سقا می کنم

تا ببینم بین باغی لاله پرپر می کنند

بی مهابا یاد جسم اربا رابا می کنم

باسئوالی پر کنایه وقت ذبح گوسفند

در دل ِ درد آشنا طرح معما می کنم

چون که بابای  مرا لب تشنه ذبحش کرده اند

بر سر این قصه با قصاب دعوا می کنم

گر ببینم دختری مویش گره افتاده است

خیلی آهسته گره از گیسویش وا می کنم

وای زان دم که بینم دختری خورده زمین

گریه ها بر غربت اولاد زهرا می کنم

غصه بی معجری چشمم زخم کرد

با عمو عباس خود زین غصه نجوا می کنم

تا که دیدم برآوردند در بازار شهر

یاد شام و ماجرای خواهرم را می کنم

سرخ موئی گفت دنبال کنیزم، بعد از آن

شاعر: قاسم نعمتینتیجه تصویری برای حسین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
نتیجه تصویری برای حسیننتیجه تصویری برای حسین

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نتیجه تصویری برای ولادت ابوالفضلنتیجه تصویری برای ولادت ابوالفضلنتیجه تصویری برای ولادت ابوالفضل

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

Image result for ‫عکس از شهادت زهرا‬‎

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت آغاز سال ۱۳۹۴ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به ملت ایران و همه ملتهایی که نوروز را گرامی می‌دارند، سال جدید را سال «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تقارن آغاز سال جدید با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خاطرنشان کردند: ارادت ملت ما به خاندان پیغمبر و دخت گرامی پیامبر اعظم(ص) اقتضائاتی دارد که یقیناً مردم این اقتضائات را رعایت خواهند کرد و امید است سال جدید از برکات فاطمی سرشار و برخوردار باشد و یاد آن بزرگوار تأثیرات عمیق و ماندگار خود را در زندگی مردم ما بگذارد.
ایشان در نگاه اجمالی به مسائل سال ۱۳۹۴، همکاری‌های گسترده دولت و ملت را ضروری برشمردند و تأکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۴ یعنی «دولت و ملت، همدلی و همزبانی»، باید هر دو کفه این شعار یعنی ملت عزیز، بزرگ، شجاع، بصیر، دانا و با همت ایران و همچنین دولت خدمتگزار، به یکدیگر اعتماد، و صمیمانه با هم همکاری کنند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای به آرزوهای فراروی ملت ایران در سال جدید اشاره کردند و گفتند: «پیشرفت اقتصادی»، «اقتدار و عزت منطقه‌ای و بین‌المللی»، «جهش‌های علمی به‌معنای واقعی»، «عدالت قضایی و اقتصادی» و از همه مهمتر، «ایمان و معنویت» آرزوهای بزرگی هستند که در این سال برای ملت ایران داریم و البته همه‌ی این خواسته‌ها و آرزوها نیز دست یافتنی است و خارج از ظرفیت عظیم ملت ایران و سیاستهای نظام نیست.
رهبر انقلاب در ادامه، تحقق این آرزوهای بزرگ را مشروط به همکاری، همدلی و صمیمیت دوسویه دولت و ملت خواندند و افزودند: دولت، کارگزار ملت، و ملت کارفرمای دولت است، و هر چه همکاری دولت و ملت بیشتر باشد، کارها بهتر پیش خواهد رفت، بنابراین هم دولت باید واقعاً ملت را قبول داشته باشد و ارزش، اهمیت و تواناییهای مردم را به‌درستی بپذیرد، و هم ملت باید به معنای واقعی کلمه به دولت اعتماد کند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای در ارزیابی کیفیت تحقق شعار سال ۱۳۹۳، سال قبل را همراه با چالشها و پیشرفتهایی برای کشور دانستند و گفتند: شعار «عزم ملی و مدیریت جهادی» با توجه به همین چالشها برای سال ۹۳ انتخاب شد و ملت ما نیز همت و عزم راسخ خود را هم در تحمل برخی مشکلات و هم حضور در مناسبت‌های مهم از جمله راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و روز قدس و راهپیمایی عظیم اربعین نشان دادند.
ایشان، همچنین با اشاره به تحقق مدیریت جهادی در برخی بخشها نیز خاطرنشان کردند: هر جا مدیریت جهادی بروز داشت، پیشرفتها نیز آشکار بود، ضمن اینکه عزم ملی و مدیریت جهادی مخصوص سال ۹۳ نیست، بلکه برای امسال و همه سالهای پیش رو، مورد نیاز ملت عزیز ایران است.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت آغاز سال ۱۳۹۴ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به ملت ایران و همه ملتهایی که نوروز را گرامی می‌دارند، سال جدید را سال «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تقارن آغاز سال جدید با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خاطرنشان کردند: ارادت ملت ما به خاندان پیغمبر و دخت گرامی پیامبر اعظم(ص) اقتضائاتی دارد که یقیناً مردم این اقتضائات را رعایت خواهند کرد و امید است سال جدید از برکات فاطمی سرشار و برخوردار باشد و یاد آن بزرگوار تأثیرات عمیق و ماندگار خود را در زندگی مردم ما بگذارد.
ایشان در نگاه اجمالی به مسائل سال ۱۳۹۴، همکاری‌های گسترده دولت و ملت را ضروری برشمردند و تأکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۴ یعنی «دولت و ملت، همدلی و همزبانی»، باید هر دو کفه این شعار یعنی ملت عزیز، بزرگ، شجاع، بصیر، دانا و با همت ایران و همچنین دولت خدمتگزار، به یکدیگر اعتماد، و صمیمانه با هم همکاری کنند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

Image result for ‫عکس از شهادت زهرا‬‎

 

Image result for ‫عکس از شهادت زهرا‬‎

Image result for ‫عکس از شهادت زهرا‬‎

Image result for ‫عکس از شهادت زهرا‬‎

عید نوروز است اما مادر ما بستریست


 

اصل تاریخ تشیع فاطمیه محوریست


 

یا محول حال مادر .... زینبت را شاد کن



بر دشمن و دوست، اعتبارش پیداست

در سینۀ عاشقان مزارش پیداست


نوروز سر سفرۀ زهرا هستیم


سالی که نکوست از بهارش پیداست




در دو عالم جلال ما زهراست

رمز تغییر حال ما زهراست


عید با فاطمیه می آید


ذکر تحویل سال ما زهراست



در صحن دل شیعه دوباره غوغاست


آوای دل اهــل ولا یـا زهراست

نوروز بــرای ما نــدارد معنـا


وقتی که عزای فاطمیه بر پاست



با نام تو هر کسی که لب باز کند

در هر سخنی که گوید اعجاز کند


خوشبخت کسی که سال خود را، زهرا


با گریه ی بر غم تو آغاز کند




نوروز مانند شب تار است یاران


 

چشم بهار از گریه خونبار است یاران


 

جایی که اشک مصطفی ازدیده جار یاست


 

گل هم به چشم دوستان خار است یاران


 

تبریک در ماه غم زهرا حرام است


 

مهدی از این تبریک بیزار است یاران


 

بی معرفت باشم اگر تبریک گویم


 

وقتی که پیغمبر عزا دار است یاران


 

تبریک چون گویم که دخت مصطفی را


 

خون جگر جاری به رخسار است یاران


 

راه گلستان را به روی دل ببندید


 

زهرا میان درب و دیوار است یاران


 

زهراست برما مادرو باید بدانیم


 

مادر به ما ، در حشر غمخوار است یاران


 

بلبل شده در بوستان هم ناله با گل


 

گل ، زارتر ازگل به گلزار است یاران


 

ما چون خریدار غم زهرا نباشیم


 

زهرا غم مارا خریدار است یاران


 

روزی که از فرزند مادر می گریزد


 

زهرا برای شیعیان یار است یاران


 

دریایی از خون جاری از چشم تر ماست


 

نوروز ایام عزای مدر ماست



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


امام هادی

سپاس از نعمت ها

ابوهاشم جعفرى مى گوید: یك بار فقر شدیدى به من روى آورد، خدمت امام هادى علیه السلام شرفیاب شدم و چون اجازه دادند نشستم .

فرمود: اى اباهاشم ! شكر كدام یك از نعمت هاى خدا را كه به تو عطا فرموده ، مى توانى به جاى آورى ؟

من سكوت كردم و ندانستم چه بگویم .

امام علیه السلام خود فرمود: خدا به تو ایمان عطا كرد و به جهت آن بدنت را از آتش دوزخ بازداشت . خدا به تو صحت و عافیت عطا كرد و تو را بر اطاعت خود یارى فرمود. خدا به تو قناعت عطا كرد و بدین وسیله آبروى تو را حفظ نمود.

آنگاه فرمود: اى اباهاشم ! من به این مطلب آغاز كردم ؛ چون گمان مى كنم تو مى خواهى از كسى كه این همه نعمت به تو عطا كرده است نزد من شكوه كنى . من دستور دادم صد دینار طلا به تو بدهند، آن را بگیر(1).

 

روح خشنودى

شیخ طوسى رحمة الله مى نویسد: ابوموسى عیسى بن احمد بن عیسى بن المنصور گوید:

روزى خدمت امام هادى علیه السلام مشرف شدم ، عرض كردم : اى آقاى من ! این مرد - یعنى متوكّل - مرا از خود دور گردانید و روزى مرا قطع كرده و از من ملول شده است . من علت آن را فقط به واسطه آن كه از ارادتم به خدمت شما و ملازمت من به شما آگاه شده نمى دانم . پس هرگاه از او خواهشى فرمایى كه او قبول كند تفضل فرما و آن خواهش را براى من قرار ده .

فرمود: اى اباهاشم ! شكر كدام یك از نعمت هاى خدا را كه به تو عطا فرموده ، مى توانى به جاى آورى ؟

من سكوت كردم و ندانستم چه بگویم .

امام علیه السلام خود فرمود: خدا به تو ایمان عطا كرد و به جهت آن بدنت را از آتش دوزخ بازداشت . خدا به تو صحت و عافیت عطا كرد و تو را بر اطاعت خود یارى فرمود. خدا به تو قناعت عطا كرد و بدین وسیله آبروى تو را حفظ نمود

حضرت فرمود: درست خواهد شد ان شاءالله .

چون شب فرارسید چند نفر از جانب متوكّل پى در پى به طلب من آمدند و مرا نزد متوكّل بردند. هنگامى كه نزدیك منزل متوكّل رسیدم ، دیدم فتح بن خاقان كنار در سرا ایستاده است . گفت : اى مرد! شب در منزل خود قرار نمى گیرى ، ما را به زحمت مى اندازى ؟ متوكّل به جهت طلب تو مرا به رنج و سختى افكنده است .

من نزد متوكّل داخل شدم . او را بر فراش خود دیدم . گفت : اى ابوموسى ! آیا ما از تو غفلت مى كنیم یا تو ما را فراموش مى كنى و حقوق خود را یاد نمى آورى . الحال بگو چه در نزد ما داشتى ؟

گفتم : فلان صله و عطا و رزق فلانى و چند چیزى نام بردم .

امام هادی

متوكّل دستور داد: آنها را به چندین برابر به من بدهند.

به فتح بن خاقان گفتم : آیا امام هادى علیه السلام به این جا آمده بود؟

گفت : نه .

گفتم : آیا نامه اى براى متوكّل نوشته بود؟

گفت : نه .

وقتى بیرون آمدم و از آن جا دور شدم ، فتح پشت سر من آمد و گفت : شك ندارم كه تو از امام هادى علیه السلام دعایى طلب كرده اى پس براى من نیز از او دعایى بخواه .

وقتى خدمت آن حضرت رسیدم ، فرمود: اى ابوموسى !

هذا وجه الرّضا.

این روز خشنودى و رضا است .

گفتم : بلى به بركت تو اى سید من ! ولى به من گفتند: شما نزد او نرفتید و از او خواهش نفرمودید.

فرمود: خداوند تعالى مى داند كه ما در مهمات فقط به او پناه مى بریم و در سختى ها و بلاها فقط بر او توكل مى كنیم . او ما را عادت داده كه هرگاه از او سؤال كنیم ، اجابت فرماید و بیم آن داریم كه اگر از حق تعالى عدول كنیم ، خدا نیز از ما عدول فرماید.(2)

وقتى بیرون آمدم و از آن جا دور شدم ، فتح پشت سر من آمد و گفت : شك ندارم كه تو از امام هادى علیه السلام دعایى طلب كرده اى پس براى من نیز از او دعایى بخواه . وقتى خدمت آن حضرت رسیدم ، فرمود: اى ابوموسى ! هذا وجه الرّضا. این روز خشنودى و رضا است

پرداخت بدهى سنگین

شیخ اربلى رحمة الله مى نویسد:

روزى امام هادى علیه السلام از سامرّا جهت امر مهمى به طرف قریه اى رفت . مرد اعرابى به طلب آن حضرت به سامرّا آمد.

گفتند: حضرت به فلان قریه رفته است .

آن عرب به قصد آن حضرت به آن قریه رفت . چون به خدمت آن جناب رسید، حضرت از او پرسید: چه حاجت دارى ؟

گفت : من مرد عربى از متمسكین به ولایت جدّت حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام هستم . گرفتار بدهكارى سنگینى شده ام كه كسى جز تو آن را ادا نمى كند.

فرمود: خوش باش و شاد باش .

آنگاه مرد عرب در همان جا ماند، هنگامى كه صبح شد حضرت به او فرمود:

من نیز حاجتى به تو دارم كه تو را به خدا قسم كه خلاف آن انجام ندهى .

اعرابى گفت : مخالفت نمى كنم .

آن حضرت به خط خود نامه اى نوشت و در آن اعتراف كرد كه به اعرابى بدهكار است و مقدار آن را در آن نامه تعیین كرده بود كه زیادتر از دینى كه او داشت و فرمود: این نامه را بگیر. وقتى من به سامرّا رسیدم ، نزد من بیا در آن هنگامى كه نزد من جماعتى از مردم باشند و این وجه را از من مطالبه نما و بر من تندى كن و تو را به خدا قسم كه خلاف این نكنى .

عرب گفت : چنین كنم و نامه را گرفت .

آنگاه كه حضرتش به سامرّا رسید، و نزد آن حضرت جماعت بسیارى از اصحاب خلیفه و غیرایشان حاضر شدند. مرد عرب آمد و آن نامه را بیرون آورد و بدهى خود را مطالبه كرد و همان گونه كه حضرت به او امر فرموده بود، رفتار كرد.

حضرت به نرمى و ملایمت با او تكلم كرد و عذرخواهى نمود و وعده داد كه وفا خواهم كرد و تو را خوشحال خواهم ساخت .

این خبر به متوكّل رسید. دستور داد كه سى هزار درهم به آن حضرت بپردازند.

وقتى آن پول ها به آن حضرت رسید، گذاشت تا آن مرد آمد. فرمود: این مبلغ را بگیر و دین خود را ادا كن و مابقى آن را خرج اهل و عیال خود كن و ما را معذور دار.

اعرابى گفت : یابن رسول الله ! به خدا سوگند! آرزوى من كمتر از یك سوم این مال بود، ولى الله اعلم حیث یجعل رسالته. آن مبلغ را گرفت و رفت(3).

 

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 50، ص 129.

2- منتهى الآمال : ج 2، ص 370.

3- منتهى الآمال : ج 2، ص 363.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : بادِروا بِصِحَّةِ الأجسامِ فی مُدَّةِ الأعمارِ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :در مدّت عمر ، در حفظ سلامت تن بكوشید .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200037

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه َ یُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَیِّرَهُ ؛حدیث

امام حسین علیه السلام :بر هیچ چشم مؤمنى روا نیست كه ببیند خدا نافرمانى مى شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن كه آن وضع را تغییر دهد .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200216

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :من كشته اشكم ؛ هر مؤمنى مرا یاد كند ، اشكش روان شود .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200496

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : یا أُختاه لاتَنسینی فی نافِلَةِ اللَّیلِ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200766

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : مَن عَبَدَ اللّه َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه ُ فَوقَ أمانِیِّهِ و كِفایَتِهِ ؛حدیث

امام حسین علیه السلام : هر كه خدا را ، آن گونه كه سزاوار او است ، بندگى كند ، خداوند بیش از آرزوها و كفایتش به او عطا كند .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200799

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : لاتَقولُوا بِألسِنَتِكُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِ كُم ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :چیزى را بر زبان نیاورید كه از ارزش شما بكاهد .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200800

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیكُم مِن نِعَمِ اللّه ِ عَلَیكُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :نیاز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200801

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : مَن سَرَّهُ أن یُنسَأَ فی أَجَلِهِ و یُزادَ فی رِزقِهِ فَلیَصِلْ رَحِمَهُ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :هر كه خوش دارد مرگش به تأخیر افتد و روزى اش افزون شود . با خویشانش پیوند برقرار كند .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200802

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : مِن عَلاماتِ أسبابِ الجَهلِ المُماراةُ لِغَیرِ أهلِ الفِكرِ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :از نشانه هاى نادانى ، جدل با بى فكران است .

مسیر این حدیث در کتابخانه:آینه یادها >حدیث شماره : 200803

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام حسین علیه السلام : مَن طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه ِ وَكَلَهُ اللّه ُ إلَى النّاسِ ؛ حدیث

امام حسین علیه السلام :هركه با خشم خدا ، خواهان خشنودى مردم باشد ، خداوند او را به مردم وامى گذارد .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ازدواج امام جواد (علیه‌السلام) با دختر مأمون
مأمون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرائط دشوار سیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها، تصمیم گرفت خود را به خاندان پیامبر نزدیک سازد، و بر همین اساس با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم می‌خواست سیاست چند بعدی خود را به مورد اجرا بگذارد.

 

از سوی دیگر، عباسیان از این روش مأمون که احتمال می‌رفت ‌خلافت را از بنی عباس به علویان منتقل سازد، سخت ناراضی بودند و به همین جهت به مخالفت با او برخاستند و چون امام توسط مأمون مسموم و شهید شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مأمون روی آوردند.

 

مأمون کار زهر دادن به امام را بسیار سری و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد و از همین رو برای پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزاداری می‌کرد، اما با همه پرده پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام جز مأمون کسی نبوده است، لذا سخت دل آزرده و خشمگین گردیدند و مأمون بار دیگر حکومت خویش را در معرض خطر دید و برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه دیگری آغاز کرد و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت به امام جواد-علیه‌السلام-تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‌ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا-علیه‌السلام-در نظر داشت از این وصلت نیز بدست آورد.


بر اساس همین طرح بود که امام جواد - علیه‌السلام - را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا -علیه‌السلام- از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم گذشت دختر خود «ام الفضل» را به همسری حضرت در آورد!

 

انگیزه‌های مأمون
این ازدواج که مأمون بر آن اصرار داشت، کاملاً جنبه سیاسی داشت و می‌توان دریافت که وی از این کار چند هدف یاد شده در زیر را تعقیب می‌کرد:
1- با فرستادن دختر خود به خانه امام، آن حضرت را برای همیشه دقیقاً زیر نظر داشته باشد و از کارهای او بی خبر نماند (دختر مأمون نیز به راستی وظیفه خبرچینی و گزارشگری مأمون را خوب انجام می‌داد و تاریخ شاهد این حقیقت است).


2- با این وصلت، به خیال خام خویش، امام را با دربار پر عیش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند و بدین ترتیب بر قداست امام لطمه وارد سازد و او را در انظار عمومی از مقام ارجمند عصمت و امامت ساقط و خوار و خفیف نماید!
3- با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز دارد و خود را دوستدار و علاقه‌مند به آنان وانمود کند.(1)


4- هدف چهارم مأمون، عوام فریبی بود؛ چنانکه گاهی می‌گفت: من به این وصلت اقدام کردم تا ابو جعفر - علیه‌السلام - از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ کودکی باشم که از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی بن ابی طالب -علیه‌السلام- است. اما خوشبختانه این حقه مأمون نیز بی نتیجه بود زیرا دختر مأمون هرگز فرزندی نیاورد! (2) و فرزندان امام جواد - علیه‌السلام - همگی از همسر دیگر امام بودند.


این‌ها انگیزه‌های مأمون از این ازدواج بود. حال باید دید امام جواد - علیه‌السلام - چرا با این ازدواج موافقت کرد؟

از آنجا که بی هیچ شکی، امام اهداف و مقاصد واقعی مأمون را از این گونه کارها می‌دانست و نیز می‌دانست که او همان کسی است که مرتکب جنایت بزرگ قتل پدرش امام رضا - علیه‌السلام - شده، به نظر می‌رسد که موافقت امام با این ازدواج عمدتاً بر اثر فشاری بوده است که مأمون از پیش بر امام وارد کرده بوده است، زیرا ازدواجی این چنین، تنها به مصلحت مأمون بوده است نه به مصلحت امام! 

نیز می‌توان تصور کرد که نزدیکی امام به دربار می‌توانست مانع ترور حضرت از طرف معتصم و عامل پیشگیری از سرکوبی سران تشیع و یاران برجسته امام توسط عوامل خلیفه باشد، و این، به یک معنا می‌توانست شبیه قبول وزارت هارون از طرف علی بن یقطین یعنی نفوذ در دربار خلافت به نفع جبهه تشیع باشد.


------------------------------------
 پی نوشت ها:
1- پیشوای نهم حضرت امام محمد تقی-علیه‌السلام-، مۆسسه در راه حق، قم، 1366 ه. ش، ص 38.
2 - ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المطبعه الحیدریه، 1384 ه. ق، ج 3، ص 189-ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، المطبعه العلمیه، ج 4، ص 380. مأمون قبلاً هم به همین منظور یکی از دختران خود را به امام هشتم تزویج کرده و در آن مورد نیز ناکام مانده بود!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امتحان الهی,راز پیروزی در امتحان الهی


آنچه از آیات و روایات ائمه اطهار بدست می آید در مقابل بلا و مصائب، چند چیز مورد سفارش قرار گرفته است.

۱. صبر و شکیبایی : امام صادق(ع) می فرماید: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ هُوَ مُبْتَلًی بِبَلَاءٍ مُنْتَظِرٌ بِهِ مَا هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ فَإِنْ صَبَرَ عَلَی الْبَلِیَّةِ الَّتِی هُوَ فِیهَا عَافَاهُ اللَّهُ مِنَ الْبَلَاءِ الَّذِی یَنْتَظِرُ بِهِ وَ إِنْ لَمْ یَصْبِرْ وَ جَزِعَ نَزَلَ بِهِ مِنَ الْبَلَاءِ الْمُنْتَظِرُ أَبَداً حَتَّی یُحْسِنَ صَبْرَهُ وَ عَزَاءَهُ؛هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه به بلائی گرفتار است و بلای بزرگ تر و گرفتاری شدیدتری هم به دنبال او در انتظار است. اگر در همان بلا صبر و شکیبایی داشته باشد خداوند آن بلای بزرگ تر را برطرف می نماید و اگر صبر نکرده و بی تابی نماید بلای بزرگ تر که در انتظار او است فرا می رسد و مرتب گرفتاریها بیشتر می گردد تا وقتی که صبر نیکو و شکیبایی را انتخاب کند.»

۲. دعا: امام علی(ع) می فرماید:«وَلَوْ أنَّ النَّاسَ حِینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا الَی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَاسِد؛ٍ اگر مردم هنگام نزول عذابها، و گرفته شدن نعمتها، با درستی نیّت و با قلبهای پر از محبّت در پیشگاه خدا زاری کنند، آنچه از دستشان رفته را باز خواهد گرداند، و هر گونه فسادی را برای آنان اصلاح خواهد کرد.»

۳. صدقه : «صدقه» از سفارشات اسلام است و علاوه بر اینکه برای پیشگیری از گرفتاری و دور کردن بلاهای مقدر شده، بسیار مؤثر است برای خلاصی از بلا نیز مورد سفارش قرار گرفته است. رسول خدا(ص) می فرماید: تَصَدَّقوُا وَ دَوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَةِ فَاِنّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ عَنِ الْاَعْرَاضِ وَ الْاَمْرَاضِ وَ هِیَ زِیَادةٌ فِی اَعْمَارِکُمْ وَ حَسَنَاتِکُمْ؛ صدقه بدهید و بیماران خود را با صدقه درمان کنید ؛ زیرا صدقه، از پیشامدهای ناگوار و بیماریها جلوگیری می کند و بر عمر و حسنات شما می افزاید.»

۴. اندیشه و عبرت : موعظه دادن به مؤمنان از حکمتهای نزول بلا است. پس باید هنگام رسیدن بلا و مصیبت، برای پی بردن به حکمت آن تلاش کنیم؛ تا اگر عقوبت است، استغفار کنیم، اگر تأدیب و هشدار است هشیار شویم، و اگر یادآوری وظیفه است، به یاد آن بیفتیم... .

۵. تسلیم در برابر خواست خدا: از جمله سفارشهای اولیای دین تسلیم شدن در برابر خواست خداوند متعال می باشد.

حکایت شده است که؛ «فردی درون چاه افتاده بود و مرتب تقاضای کمک می کرد. مردی که از کنار چاه می گذشت به کمک او رفت و به آن فرد گفت: صبر می کنی تا طنابی بیابم و باز گردم؟ فرد درون چاه گفت: اگر صبر نکنم چه کنم». صبر بر بلا و سختیها زمانی با ارزش است که با رضایت کامل در مقابل خواست الهی باشد نه با ناراحتی و شکایت از اوضاع موجود. امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «أوحَی اللَّهُ ُِ تَعاَلَی اِلَی دَاوُدَ یَا دَاوُودُ تُرِیدُ وَ اُرِیدُوَلَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ فَاِنْ أسْلَمْتَ لِمَا اُرِیدُ أَعطَیْتُکَ مَا تُرِیدُ وَ اِنْ لَمْ تُسْلِمْ لِمَا أُرِیدُ أَتْعَبْتُکَ فِیمَا تُرِیدُ ثُمَّ لَا یَکُونُ اِلَّا مَا اُرِیدُ؛ خداوند متعال به داوود وحی فرمود: ای داوود! تو می خواهی و من می خواهم؛ ولی فقط آن چیزی واقع می شود که من می خواهم. پس، اگر تسلیم خواست من شوی، خواست تو را هم تامین می کنم؛ اما اگر تسلیم خواست من نشوی، تورا در راه خواسته ات به رنج و زحمت می افکنم و آنگاه همان می شود که من می خواهم.» نتیجه:

۱. بلا و مصیبت، علل مختلفی دارد و لازم است انسان مؤمن با دقت، عوامل آن را بررسی کرده و در قبال آن به وظیفه خود عمل نماید.

۲. باید به خاطر سپرد که انسان مؤمن مورد بلا و مصیبت قرار می گیرد؛ چرا که حکمت نزول بلا برای بندگان خالص، آسایش سرای جاویدان است. ۳. صبر و تسلیم، راز پیروزی در امتحان الهی است؛ و مصائب، هدیه ای الهی برای افراد پرهیزگار است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
مركز برترین كدهای جاوا فارسی

كلمه مورد نظرتان را تایپ كنید:

گوگل یاهو ام اس ان
var searchaction=[ //form action for the 3 search engines "http://www.google.com/search", "http://search.yahoo.com/search", "http://search.msn.com/results.aspx




نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by Night-Skin
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل


دریافت کد مداحی
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic